رادیو مجازی اتاق ایران - 31 فروردین 98

علاء میرمحمدصادقی، محسن خلیلی، محمدرضا بهرامن، احمد پورفلاح، محسن جلال‌پور، علیمراد شیبانی، سیدرضا نورانی و ابراهیم جمیلی از شاهرخ ظهیری می‌گویند

فقدان شاهرخ ظهیری؛ زخمی که بر دل صنعت ایران می‌ماند

شاهرخ ظهیری 22 فروردین سال 98 درگذشت؛ پدر صنعت غذای ایران تا آخرین روزهای عمر فعالیت‌های مدنی خود را در کمیته پیشکسوتان اتاق ایران و انجمن مدیران صنایع ایران ادامه داد. همراهان قدیمی او در گفت وگو با پایگاه خبری اتاق ایران لقب صنعت‌گر خستگی ناپذیر را به او داده‌اند.

25 فروردین 1398
کد خبر : 28253
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
گوگل پلاس
لینک
شاهرخ ظهیری 22 فروردین سال 98 درگذشت؛ پدر صنعت غذای ایران تا آخرین روزهای عمر فعالیت‌های مدنی خود را در کمیته پیشکسوتان اتاق ایران و انجمن مدیران صنایع ایران ادامه داد. همراهان قدیمی او در گفت وگو با پایگاه خبری اتاق ایران لقب صنعت‌گر خستگی ناپذیر را به او داده‌اند.

عکس: سعید عامری

بیست‌ودوم فروردین ماه شاهرخ ظهیری از دنیا رفت؛ پدر صنایع غذایی که مرور زندگی‌نامه‌اش نشان می‌دهد او برای به دست آوردن عنوان پدر صنایع غذایی ایران راهی طولانی و سخت پیموده است. ظهیری ابتدا معلم بود اما یک اتفاق باعث شد انگیزه‌ای مضاعف برای حضور در بازار کار پیدا کند و پله پله تا بنیانگذاری اولین کارخانه سس در ایران پیش برود. او سال‌ها در اتاق‌های بازرگانی، نماینده بخش‌خصوصی بود و تا آخرین روزهای عمر در کمیته پیشکسوتان اتاق ایران فعالیت می‌کرد.

با چند همراه و دوست قدیمی او در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی گفت‌وگو کرده‌ایم که دیدگاه آنها را درباره شاهرخ ظهیری می‌خوانیم.

***

علاء میرمحمدصادقی

مرحوم ظهیری را حدود 40 سال است که می‌شناختم؛ زمان آشنایی ما به حضور و همکاری در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران و ایران برمی‌گردد. او بسیار مسئولیت‌پذیر بود و هر کار و مسئولیتی که به عهده ایشان گذاشته می‌شد آن را تا سرانجام پیگیری می‌کرد. او در حوزه صنعت غذایی صاحب‌نظر بود و با تأسیس کارخانه مهرام و بسته‌بندی صنایع غذایی جزو مبتکران محسوب می‌شد که کالای مرغوبی در اختیار بازار قرار داد. ظهیری جزو صمیمی‌ترین افراد اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران بود که هر زمان با هیاتی تجاری همراه می‌شد، دغدغه‌ای جز اعتلای نام ایران و ترغیب رقبای خارجی برای همکاری با ایران نداشت. همیشه سعی می‌کرد که نام کالای ایرانی را با بهترین کیفیت و اعتبار زنده نگه دارد؛ صنعتی که او در آن فعالیت می‌کرد نیز نتیجه همین تلاش‌ها است. متأسفانه ما دوست خیلی خوبی را از دست دادیم؛ دوستی که هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی را می‌شناخت و سعی می‌کرد راه ارتباط درست این دو گروه را فراهم سازد. ما دوستی صادق و همکاری پرتوان را از دست دادیم؛ یادش گرامی باد.


محسن خلیلی عراقی

مرحوم شاهرخ ظهیری چهل سال در فعالیت‌های تشکل‌گرایی با ما همراه بود و با انجمن مدیران صنایع همکاری داشت و ما را در زمینهٔ فعالیت‌های کارشناسی و توسعه صنعتی یاری می‌داد. مرحوم ظهیری یاری مهربان، فداکار، باگذشت، مؤثر و مفید بود. او همیشه انجمن مدیران صنایع را با 2500 عضو صنعت‌گر یاری می‌داد. مهندس ظهیری در روزهای اول انقلاب جزو 15 نفر یارانی بود که به‌اتفاق هم انجمن مدیران صنایع را تشکیل دادیم. ما به‌اتفاق برای بقاء، دوام و توفیق بخش خصوصی زحمات فراوان کشیدیم و کارهای کارشناسی فراوانی انجام دادیم. در تعدیل قانون حفاظت و ملی شدن صنایع کشور متفقاً بسیار همکار و مؤثر بودیم. او هرگز به سرنوشت صنعت بی‌تفاوت نبود. روانش شاد و یادش گرامی.


محمدرضا بهرامن

من امروز باید از سوگ دوستی مهربان، همکاری صادق و یاری وفادار بگویم؛ کسی که همیشه انرژی مثبت داشت و کاریزمایی که همیشه می‌توانست فردی مثبتی در جامعه باشد. انسانی موفق که ثروتی دست نیافتنی داشت. این ثروت به درون پر مهر او برمی گردد. دوستی مهربان، صادق و شهروندی واقعی که به تمامی افراد حاضر در کنارش احترام می‌گذاشت. او انسانی واقعی بود که از دست دادنش برای همه ما سخت بود. صنعت گری پویا که صنعت ایران به نامش، راهش و خاطره‌اش نیاز دارد.


احمد پورفلاح

خیلی‌ها از فوت آقای ظهیری متأثر شده‌اند و تاسفی که من از باب این خبر ناگوار دارم، این است که چرا در جامعه خود قدر انسان‌های خوب را در طول حیات آن‌ها نمی‌دانیم؟ عده‌ای نه‌تنها قدرشناسی نمی‌کنند بلکه با عمل و کارهای خود دلگیری را در برخی افراد به وجود می‌آورند. باید از جایی برای رفع این الگوی نادرست تلاش کرد. بیایید مسئله عاطفه و مهربانی را در زمان حیات افراد به‌کارگیریم نه بعد از رفتنشان. قدر آدم‌هایی که زندگی خود را برای اعتلای ایران به کار می‌برند بدانیم. شاهرخ‌خان انسان نادری بود و من 35 سال شانس همکاری با ایشان را داشتم. ما در اتاق بازرگانی صنایع معادن و کشاورزی تهران باهم همکار بودیم و ارتباط نزدیک ما از همان جا شروع شد. در موسسه مدیران صنایع ایران، اتاق ایران و ایتالیا و محک با هم همکاری بودیم. از او هیچ کلمه ناشایستی درباره کسی نشنیده‌ام. اولین نشانه چهره او لبخند بود و هرگز مسائل جدی را بدون لبخند عنوان نمی‌کرد. این را خانواده‌اش هم تأیید می‌کنند. پریروز همسر ایشان از شاهرخ می‌گفت؛ اینکه روز دوم عید می‌خواست به اتاق بازرگانی برود؛ اگرچه عنوان شده بود که اتاق تعطیل است و کسی نیست ولی او در پاسخ گفته بود: «من که هستم». من آخرین بار ایشان را در گردهمایی دیدم که خیلی سرحال‌تر از روزهای قبل و ماه‌های قبل دیدم. او رفتنی نبود ولی خیلی راحت رفت. این مرد توانگر و دوست داشتنی که جایش پیش ما دوستانش همیشه خالی خواهد بود. خیلی زود رفت. راهش پر رهرو.


محسن جلال‌پور

برای این‌که دوستت داشته باشند کافی است مهربان، خوش‌پوش و بذله گو باشی اما برای این‌که همه به احترامت بایستند باید کارهای بزرگ کرده باشی. پیرمردی مهربان و خوش‌پوش از میان ما رفت که هم دوستش داشتیم و هم به احترامش می‌ایستادیم. او شاهرخ ظهیری بود که درگذشت و فهرست غم‌ها وغصه‌های فروردینی امسالمان را تکمیل کرد.
اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم باید بگویم در تمام زندگی‌اش به معنای واقعی عاشق بود. هم عاشق خانه و خانواده و هم عاشق کسب وکارش و جالب این‌که همه موفقیت‌های کسب وکارش را هم مدیون عشقی نافرجام بود. هرکس برای ثروتمند شدن بهانه‌ای می‌خواهد و چه بهانه‌ای شیرین‌تر ازعشق؟ شاهرخ ظهیری ابتدا عاشق می‌شود و پس از آن‌که از خانواده دختر جواب رد می‌شنود تصمیم می‌گیرد تغییری در وضعیت زندگی‌اش ایجاد کند.
یک بار برایم تعریف کرد که چگونه عاشق شد و عشق چگونه او را به کسب وکار پیوند زد. پس از فراز و فرودهای بسیار سرانجام در سال 1349 شرکت مهرام را راه‌اندازی می‌کند. آن روزها درایران کمپوت و رب گوجه فرنگی و برخی محصولات کنسرو شده تولید می‌شد اما ظهیری تصمیمی جسورانه می‌گیرد و نخستین خط تولید سس را در ایران راه‌اندازی می‌کند. ظهیری دیگر میان ما نیست اما یادش همیشه با ما خواهد بود.