حسین پیرموذن در یادداشتی برای اتاق ایران آنلاین مطرح کرد:

الزامات بازسازی اقتصاد ایران در دوره پسا‌جنگ و نقش راهبردی بخش خصوصی

حسین پیرموذن در یادداشتی با نگاه به دوره پساجنگ، نقش پررنگ بخش خصوصی در روند بازسازی کشور را در قالب پنج محور تشریح کرد.
تاریخ: 19 فروردین 1405
شناسه: 89572

بازسازی اقتصاد ایران در دوره پسا‌جنگ یکی از اساسی‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین مأموریت‌های ملی به‌شمار می‌رود که تحقق آن مستلزم هم‌افزایی هدفمند میان دولت، بخش خصوصی و سایر ارکان جامعه است. در این میان، بخش خصوصی می‌تواند و باید نقشی فراتر از یک بازیگر مکمل ایفا کرده و به‌عنوان موتور محرک فرآیند بازسازی و توسعه اقتصادی کشور ظاهر شود.

در آغاز لازم است با ادای احترام به رزمندگان سلحشور و فداکار میهن که در راه دفاع از کیان ایران عزیز، امنیت و تمامیت ارضی کشور از جان خود گذشتند و موجب این پیروزی بزرگ در جنگی غیرقانونی و جنایتکارانه شدند بر اهمیت سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته در پرتو ایثار و مقاومت تأکید شود.

بی‌تردید، این فداکاری‌ها زمینه‌ساز این پیروزی، حفظ استقلال ملی و تداوم حیات اقتصادی کشور بوده است. همچنین باید تاکید کرد که تخریب زیرساخت‌های حیاتی و آسیب به بنیان‌های اقتصادی کشور که به معیشت و رفاه عمومی لطمه وارد کرد توسط آمریکای جنایتکار و اسرائیل صهیونیست اقدامی محکوم و مغایر با اصول انسانی و توسعه‌محور تلقی می‌شود.

اکنون اقتصاد پسا‌جنگ با چالش‌هایی نظیر تخریب گسترده زیرساخت‌ها، افت سرمایه‌گذاری، افزایش نرخ بیکاری، اختلال در زنجیره‌های تأمین و کاهش سطح اعتماد عمومی مواجه است. در چنین شرایطی، بازسازی سریع، کارآمد و مبتنی بر اولویت‌بندی زیرساخت‌هایی چون حمل‌ونقل، انرژی، ارتباطات و صنایع مادر، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. بدیهی است که ظرفیت‌های مالی و اجرایی دولت به‌تنهایی پاسخگوی این حجم از نیازها نبوده و حضور فعال بخش خصوصی به‌عنوان یک ضرورت راهبردی مطرح می‌شود.

نخست، مشارکت نظام‌مند بخش خصوصی در پروژه‌های بازسازی زیرساختی از طریق سازوکارهایی نظیر قراردادهای مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) باید در دستور کار قرار گیرد. ایجاد چارچوب‌های حقوقی شفاف، ارائه مشوق‌های مالیاتی و تضمین امنیت سرمایه‌گذاری، از جمله پیش‌نیازهای جلب مشارکت مؤثر فعالان اقتصادی در این حوزه است.

دوم، احیای ظرفیت‌های تولیدی و بازگرداندن چرخه اشتغال به وضعیت پایدار، از دیگر مسئولیت‌های کلیدی بخش خصوصی است. بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی آسیب‌دیده، به‌کارگیری نیروی کار و توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه، نقش مهمی در کاهش تبعات اجتماعی و اقتصادی جنگ ایفا خواهد کرد.

سوم، جذب و تجهیز منابع مالی داخلی و خارجی برای تأمین هزینه‌های بازسازی، نیازمند ایجاد فضای باثبات، شفاف و پیش‌بینی‌پذیر در اقتصاد است. در این راستا، بخش خصوصی می‌تواند با توسعه همکاری‌های بین‌المللی و انتقال فناوری، به ارتقای بهره‌وری و تسریع روند بازسازی کمک نماید.

چهارم، توجه به نوآوری و فناوری به‌عنوان یکی از ارکان اصلی بازسازی اقتصادی، ضرورتی انکارناپذیر است. دوره پسا‌جنگ باید به‌مثابه فرصتی برای گذار به اقتصادی دانش‌بنیان، هوشمند و رقابت‌پذیر تلقی شود؛ امری که بدون نقش‌آفرینی شرکت‌های نوآور و استارتاپ‌ها محقق نخواهد شد.

در نهایت، موفقیت در بازسازی اقتصادی مستلزم شکل‌گیری رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد، شفافیت و تعامل سازنده میان دولت و بخش خصوصی است. دولت باید با ایفای نقش تسهیل‌گر و سیاست‌گذار، از مداخلات غیرضروری پرهیز کرده و زمینه را برای حضور مؤثر و مسئولانه بخش خصوصی فراهم آورد.

بدین‌ ترتیب، دوره پسا‌جنگ علی‌رغم دشواری‌ها و محدودیت‌ها، می‌تواند به نقطه عطفی در مسیر بازآفرینی اقتصاد ایران بدل شود؛ نقطه‌ای که با اتکا به توانمندی‌های داخلی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های بخش خصوصی و پاسداشت ارزش‌های ملی، مسیر دستیابی به توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان هموار خواهد شد.

در همین رابطه