رادیو مجازی اتاق ایران : 17 خرداد 1404

صف‌آرایی پترو-یوان در برابر پترو-دلار؛ آغاز بازتعریف قدرت در نظام پولی جهان

محسن ملایی، معاون کمیسیون‌ها، مجامع و شوراهای اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران در یادداشتی با عنوان «صف‌آرایی پترو-یوان در برابر پترو-دلار؛ آغاز بازتعریف قدرت در نظام پولی جهان» نوشت:

محسن ملایی

معاون کمیسیون‌ها، مجامع و شوراهای اتاق ایران
12 خرداد 1405 - 10:58
کد خبر : 100217
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
تلگرام واتس اپ
لینک

تقابل «پترو-یوان» و «پترو-دلار» را نمی‌توان به سطح ساده قیمت‌گذاری نفت یا تغییر ارز تسویه تقلیل داد. آنچه در حال وقوع است، نه یک جابه‌جایی تکنیکی، بلکه بازآرایی تدریجی معماری قدرت در نظام پولی بین‌الملل است؛ جایی که «کنترل بر زنجیره‌های واقعی اقتصاد» به‌تدریج جای «برتری صرف مالی» را می‌گیرد و زیرساخت‌های تجارت، فناوری، سرمایه‌گذاری و پرداخت، به اندازه بازارهای مالی در تعیین قدرت کشورها اهمیت پیدا می‌کنند.

نظام پترو-دلار، پاسخی راهبردی به فروپاشی نظام برتون وودز بود؛ سازوکاری که با پیوند زدن دلار به نفت، تقاضای جهانی برای این ارز را تثبیت کرد. این چرخه ـ فروش نفت به دلار، انباشت آن در ذخایر ارزی کشورها و بازگشت سرمایه به بازارهای مالی آمریکا ـ دهه‌ها به ایالات متحده امکان داد تا نقشی مسلط در اقتصاد جهانی ایفا کند. اما همین چرخه امروز با چالش‌های فزاینده‌ای مواجه است؛ از افزایش استفاده ابزاری از دلار و نظام مالی غرب در تحریم‌ها گرفته تا رشد بدهی آمریکا و تلاش بسیاری از کشورها برای کاهش وابستگی به یک ارز واحد.

در چنین بستری، «پترو-یوان» دیگر صرفاً یک ابزار اختلال در نظم موجود نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد منسجم برای بازتعریف قواعد بازی محسوب می‌شود. چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، نه‌تنها انگیزه لازم برای این تغییر را در اختیار دارد، بلکه از اهرم‌های اقتصادی کافی برای پیشبرد آن نیز برخوردار است. برخلاف مدل مالی‌محور آمریکا، رویکرد چین بر «درهم‌تنیدگی واقعی اقتصادها» استوار است؛ رویکردی که در آن قراردادهای انرژی با سرمایه‌گذاری، زیرساخت، تجارت، لجستیک و همکاری‌های صنعتی بلندمدت پیوند می‌خورند.

نکته کلیدی آن است که مزیت یوان الزاماً در «آزاد بودن کامل» آن نیست، بلکه در «قابلیت هدایت‌پذیری» آن در چارچوب یک اکوسیستم اقتصادی گسترده نهفته است. کنترل‌های سرمایه‌ای چین که از سوی برخی منتقدان به‌عنوان نقطه‌ضعف مطرح می‌شود، در عمل به این کشور امکان داده است ثبات مالی خود را حفظ کند و در برابر بسیاری از شوک‌های بیرونی مقاوم‌تر باشد. در مقابل، بسیاری از اقتصادهای وابسته به جریان آزاد سرمایه در دهه‌های اخیر بارها در معرض بحران‌های مالی و نوسانات شدید قرار گرفته‌اند.

از سوی دیگر، این پرسش که «کشورها با یوان چه می‌کنند؟» به‌تدریج در حال یافتن پاسخ است. گسترش استفاده از یوان در تجارت دوجانبه، افزایش سهم آن در تسویه مبادلات انرژی، توسعه سامانه‌های پرداخت جایگزین و گسترش سرمایه‌گذاری‌های چین در کشورهای شریک، نشان می‌دهد که این ارز در حال تبدیل شدن به بخشی از یک چرخه اقتصادی مستقل است؛ چرخه‌ای که الزاماً نیازمند بازگشت به بازارهای مالی غرب نیست.

اما شاید مهم‌ترین تحول، ظهور «یوان دیجیتال» باشد. اگر پترو-یوان را بتوان تلاش چین برای ورود به رقابت ارزی دانست، یوان دیجیتال را باید تلاشی برای بازتعریف زیرساخت‌های پرداخت جهانی تلقی کرد. چین با توسعه یوان دیجیتال و آزمایش آن در پرداخت‌های فرامرزی، در حال ایجاد بستری است که می‌تواند بخشی از وابستگی تجارت بین‌المللی به شبکه‌های مالی سنتی تحت سلطه غرب را کاهش دهد. به بیان دیگر، رقابت آینده صرفاً بر سر ارزها نخواهد بود؛ بلکه بر سر کنترل شبکه‌های پرداخت، داده‌های مالی و زیرساخت‌های تسویه بین‌المللی شکل خواهد گرفت.

اهمیت این روند زمانی روشن‌تر می‌شود که به تحولات اخیر روابط آمریکا و چین توجه کنیم. مذاکرات و توافقات اخیر میان دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ که در محافل اقتصادی از آن با عنوان توافق «3B در برابر 3T» یاد می‌شود، تصویری روشن از موازنه جدید قدرت ارائه می‌دهد. در این چارچوب، آمریکا بر سه محور Boeing، Beef و Beans متمرکز بود؛ در حالی که چین سه مطالبه راهبردی Taiwan، Tariff و Technology را در اولویت قرار داد. صرف‌نظر از جزئیات توافق، نفس قرار گرفتن چین در جایگاهی که بتواند درباره موضوعاتی چون فناوری، تعرفه‌ها و مسائل ژئوپلیتیکی در سطحی برابر با آمریکا مذاکره کند، نشان‌دهنده افزایش وزن اقتصادی و راهبردی این کشور در نظام بین‌الملل است.

این تحولات بیانگر آن است که چین دیگر صرفاً یک قدرت صادراتی یا کارخانه جهان نیست؛ بلکه به بازیگری تبدیل شده که می‌تواند هم‌زمان در حوزه تجارت، فناوری، انرژی، سرمایه‌گذاری و حتی معماری مالی بین‌المللی نقش‌آفرینی کند. از همین منظر، پترو-یوان را نباید یک پروژه ارزی محدود دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از راهبرد کلان چین برای شکل‌دهی به نظمی چندقطبی در اقتصاد جهانی تلقی کرد.

در واقع، چین به‌جای رقابت مستقیم با عمق بازارهای مالی آمریکا، در حال ساختن زمینی متفاوت برای بازی است؛ زمینی که در آن، وابستگی تجاری، سرمایه‌گذاری، زیرساخت و فناوری نقش تعیین‌کننده‌تری نسبت به نقدشوندگی صرف سرمایه دارند. این تغییر پارادایم، اگرچه تدریجی است، اما می‌تواند در بلندمدت بخشی از بنیان‌های برتری دلار را تضعیف کند.

البته این گذار بدون چالش نخواهد بود. بین‌المللی‌سازی یوان همچنان با محدودیت‌هایی مواجه است و فاصله قابل‌توجهی میان جایگاه کنونی یوان و نقش تاریخی دلار وجود دارد. با این حال، روند تحولات نشان می‌دهد که چین به‌دنبال حل این مسئله از مسیر خود است، نه از طریق تقلید از مدل غربی. هدف پکن الزاماً جایگزینی کامل دلار نیست؛ بلکه ایجاد نظمی است که در آن وابستگی جهان به یک ارز واحد کاهش یابد و قدرت اقتصادی میان چند قطب توزیع شود.

در این چارچوب، آینده نظام پولی جهانی بیش از آنکه به تداوم برتری مطلق دلار وابسته باشد، به سمت یک نظام چندقطبی در حال حرکت است؛ نظامی که در آن یوان به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی، نقش فزاینده‌ای ایفا خواهد کرد. پترو-یوان در این میان نه یک پدیده حاشیه‌ای، بلکه نشانه‌ای از تغییر جهت جریان قدرت در اقتصاد جهانی است.

برای اقتصادهایی مانند ایران، این تحول یک فرصت راهبردی محسوب می‌شود. کاهش وابستگی به دلار و استفاده از سازوکارهای جایگزین می‌تواند فضای مانور بیشتری برای تجارت خارجی ایجاد کند؛ مشروط بر آنکه این رویکرد بر مبنای تحلیل دقیق، تنوع‌بخشی هوشمندانه و حفظ توازن در روابط اقتصادی بین‌المللی دنبال شود، نه جایگزینی یک وابستگی با وابستگی دیگر.

در این میان، نقش اتاق ایران بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. اگر چین در حال تبدیل شدن به یکی از ستون‌های اصلی نظام تجاری و پولی آینده جهان است، شناخت دقیق سازوکارهای مالی چین، یوان دیجیتال، شبکه‌های پرداخت نوین، نهادهای اقتصادی این کشور و فرصت‌های سرمایه‌گذاری مشترک باید به یکی از اولویت‌های بخش خصوصی ایران تبدیل شود. توسعه ارتباطات سازمان‌یافته با نهادهای اقتصادی چین، تسهیل همکاری بنگاه‌های ایرانی با شرکای چینی و کمک به حضور فعال‌تر بخش خصوصی ایران در زنجیره‌های ارزش آسیایی، می‌تواند بخشی از این راهبرد باشد.

در نهایت، پرسش اصلی دیگر این نیست که «کدام ارز غالب است؟» بلکه این است که «کدام قدرت می‌تواند شبکه‌ای پایدارتر از تجارت، سرمایه‌گذاری، فناوری و اعتماد اقتصادی ایجاد کند؟». نشانه‌ها حاکی از آن است که چین با تکیه بر اقتصاد واقعی، زیرساخت‌های تجاری، راهبرد بلندمدت و ابزارهای نوینی مانند یوان دیجیتال، در حال نزدیک شدن به پاسخی متفاوت برای این پرسش است؛ پاسخی که می‌تواند توازن قدرت پولی جهان را در دهه‌های آینده به‌تدریج دگرگون کند. 

موضوعات :
در همین رابطه