در شرایطی که امنیت غذایی به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت ملی کشورها تبدیل شده و محدودیت منابع آب و خاک به چالش جدی بخش کشاورزی ایران بدل شده است، کشت فراسرزمینی در منطقه اوراسیا میتواند بهعنوان یک راهبرد اقتصادی و راهحل بلندمدت مورد توجه قرار گیرد.
این راهبرد نهتنها امکان تأمین پایدار محصولات اساسی را فراهم میکند، بلکه میتواند زمینهساز توسعه همکاریهای اقتصادی، افزایش صادرات و جذب سرمایهگذاری مشترک شود.
منطقه اوراسیا، بهویژه کشورهای آسیای مرکزی و حوزه قفقاز، به دلیل برخورداری از اراضی حاصلخیز، منابع آب مناسب و هزینههای تولید پایینتر، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه کشاورزی دارد. بسیاری از این کشورها با هدف افزایش بهرهوری اراضی کشاورزی و جذب سرمایه خارجی، سیاستهای حمایتی و مشوقهای متنوعی برای سرمایهگذاران خارجی در نظر گرفتهاند. این شرایط، فرصتی کمنظیر برای ایران ایجاد کرده است تا با سرمایهگذاری هدفمند، بخشی از نیازهای غذایی خود را از طریق تولید خارج از مرزها تأمین کند.
از منظر اقتصادی، کشت فراسرزمینی در اوراسیا میتواند به کاهش هزینه تولید محصولات استراتژیک مانند غلات، دانههای روغنی و خوراک دام کمک کند. محدودیت منابع آبی در ایران موجب شده است تولید برخی محصولات کشاورزی با هزینه بالا و فشار بر منابع طبیعی انجام شود. انتقال بخشی از تولید به کشورهای دارای منابع آب فراوان، علاوه بر صرفهجویی در مصرف آب داخلی، میتواند بهرهوری اقتصادی زنجیره تأمین غذا را افزایش دهد.
از سوی دیگر، نزدیکی جغرافیایی کشورهای اوراسیا به ایران، مزیت مهمی در کاهش هزینههای حملونقل و تسهیل مبادلات تجاری ایجاد میکند.
توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال–جنوب و گسترش همکاریهای حملونقل منطقهای، امکان انتقال سریع محصولات کشاورزی را فراهم ساخته و ریسکهای لجستیکی را کاهش میدهد. این موضوع، در مقایسه با سرمایهگذاری کشاورزی در مناطق دوردست جهان، مزیت رقابتی قابل توجهی برای همکاری با کشورهای اوراسیا ایجاد میکند.
با این حال، تحقق موفق کشت فراسرزمینی نیازمند تدوین سیاستهای حمایتی و ایجاد زیرساختهای حقوقی و مالی مناسب است. سرمایهگذاری کشاورزی در خارج از کشور مستلزم توافقات بلندمدت، تضمین حقوق مالکیت، حمایتهای بانکی و بیمهای و ایجاد سازوکارهای مشترک با دولتهای میزبان است. همچنین نقش بخش خصوصی در این حوزه بسیار تعیینکننده است و بدون مشارکت فعال شرکتهای کشاورزی و صنایع غذایی، توسعه این راهبرد امکانپذیر نخواهد بود.
نکته مهم دیگر، ضرورت نگاه زنجیرهای به کشت فراسرزمینی است. سرمایهگذاری در تولید محصولات کشاورزی باید همراه با توسعه صنایع فرآوری، ذخیرهسازی و صادرات باشد تا ارزشافزوده اقتصادی آن برای کشور افزایش یابد. در غیر این صورت، صرف تولید مواد خام در خارج از کشور نمیتواند اهداف کلان اقتصادی و امنیت غذایی را بهطور کامل محقق کند.
در مجموع، کشت فراسرزمینی در اوراسیا را میتوان یکی از فرصتهای راهبردی پیشروی اقتصاد ایران دانست؛ فرصتی که در صورت برنامهریزی دقیق، میتواند به تقویت امنیت غذایی، کاهش فشار بر منابع طبیعی و توسعه همکاریهای اقتصادی منطقهای منجر شود. استفاده مؤثر از این ظرفیت نیازمند عزم سیاستگذاری، تسهیل فضای سرمایهگذاری و حضور فعال بخش خصوصی است. در شرایط کنونی، اوراسیا میتواند به شریک راهبردی ایران در تأمین پایدار غذا و توسعه کشاورزی مدرن تبدیل شود.