به همت مرکز پژوهش‌های اتاق ایران

ساختار اقتصادی استان آذربایجان شرقی بررسی شد | جایگاه محوری تولید فلزات پایه، فعالیت‌های کشاورزی، مالی و بیمه در این اقتصاد

تحلیل ساختار اقتصادی استان آذربایجان شرقی نشان می‌دهد که بخش‌های «تولید فلزات پایه»، «سایر فعالیت‌های کشاورزی» و «اطلاعات و ارتباطات و فعالیت‌های مالی و بیمه» جایگاه محوری و پویایی در اقتصاد استان آذربایجان شرقی دارند.
تاریخ: 09 اسفند 1404
شناسه: 89406

تحلیل ساختار اقتصادی استان آذربایجان شرقی با هدف شناسایی بخش‌های پیشرو و محاسبات اثرات سرریزی و بازخورد ارزش‌افزوده با استفاده از جدل داده-ستانده دو منطقه‌ای به همت مرکز پژوهش‌های اتاق ایران منتشر شد.

بر پایه آخرین آمار حساب‌های منطقه‌ای مرکز آمار ایران در سال 1400، استان آذربایجان شرقی با میانگین سهم حدود 3.14 درصدی از تولید ناخالص داخلی کشور در بازه زمانی 1390-1400، از لحاظ اندازه اقتصاد در رتبه هفتم در میان استان‌های کشور جای گرفته است. این استان همچنین از نظر درآمد سرانه، در جایگاه پانزدهم قرار دارد. بررسی ساختار اقتصادی استان آذربایجان شرقی در سال 1398 حاکی از آن است که بخش «سایر صنایع» با 19.04 درصد بیشترین سهم در تولید ناخالص داخلی استان را به خود اختصاص داده است. در مجموع سه بخش اقتصادی شامل «سایر صنایع»، «عمده‌فروشی و خرده‌فروشی و تعمیر کالاها» و «سایر خدمات»، حدود 43 درصد تولید ناخالص داخلی استان آذربایجان شرقی را دربر می‌گیرند و از این رو، نقش حیاتی در اقتصاد و ایجاد اشتغال در این استان دارند.

استان آذربایجان شرقی با دارا بودن حدود 2.8 درصد از مساحت کل کشـور، دهمین استان پهناور کشور محسوب می‌شود. این استان با برخورداری از زیرساخت‌های مناسب، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین قطب‌های صنعتی کشور شناخته می‌شود.

همسایگی با کشورهای ارمنستان و آذربایجان، وجود ظرفیت‌های ترانزیتی قابل‌توجه و تمرکز صنایع مهم در این استان، موقعیت جغرافیایی و اقتصادی ممتازی برای این استان ایجاد کرده است. توسعه، احیا و به فعلیت رساندن ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل استان آذربایجان شرقی، علاوه بر ایجاد تقاضای فرامنطقه‌ای برای کالاها و خدمات این استان، موقعیت آن را به‌عنوان یک قطب تأمین‌کننده تخصصی در زنجیره ارزش کشور تثبیت کرده و ظرفیت‌های بازاری جدیدی برای محصولات تولیدی استان در سایر مناطق کشور می‌گشاید.

این امر از یک سو با افزایش تولید و صادرات به دیگر استان‌ها به رشد اقتصادی استان و کشور یاری می‌رساند و از سوی دیگر، از طریق ایجاد درآمد و اشتغال پایدار به‌عنوان موتور محرکه‌ای برای پیشرفت سریع و متوازن عمل خواهد کرد. بنابراین، در راستای دستیابی به رشد و توسعه پایدار، ضروری است با برنامه‌ریزی دقیق، بخش‌های اقتصادی که نقش موثری در تسریع توسعه استان دارند، شناسایی شوند و سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی متمرکز شود که بیشترین تأثیر را بر رشد اقتصادی کشور و استان دارند.

افزون بر این، این بخش‌ها می‌توانند از طریق اثرات سرریزی و بازخوردی ناشی از افزایش تولید خود، به رشد اقتصادی در سایر مناطق نیز کمک کنند. در این چارچوب، جدول داده- ستانده دومنطقه‌ای به‌عنوان ابزاری مناسب برای شناسایی بخش‌های پیشرو و تحلیل اثرات سرریزی و بازخوردی شناخته می‌شود. بر این اساس، در مطالعه حاضر از جدول داده- ستانده دومنطقه‌ای برآورد شده استان آذربایجان شرقی و سایر اقتصاد ملی استفاده شده است.

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد:

با استفاده از روش سنجش پیوندهای پسین و پیشین، بخش‌های «تولید فلزات پایه»، «سایر فعالیت‌های کشاورزی» و «اطلاعات و ارتباطات و فعالیت‌های مالی و بیمه» به‌عنوان بخش‌های کلیدی استان شناسایی شده‌اند. این به آن معناست که این بخش‌ها در شبکه تولید استان، هم به عنوان تقاضاکننده قوی و هم به عنوان عرضه‌کننده مهم کالاهای واسطه عمل می‌کنند که جایگاه محوری و پویایی آن‌ها در اقتصاد استان آذربایجان شرقی را نمایان می‌سازد.

بررسی با اهمیت‌ترین بخش‌های اقتصادی استان آذربایجان شرقی با استفاده از روش حذف فرضی دیازنباخر، نشان می‌دهد که به ترتیب حذف کامل (حذف همزمان عرضه و تقاضا) بخش‌های «سایر صنایع»، «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنی‌ها» و «تولید کک، فرآورده‌های حاصل از پالایش نفت» بیشترین درصد کاهش در ستانده کل اقتصاد را به همراه دارد. در واقع، حذف هر یک از این بخش‌ها، بیشترین تأثیر منفی را بر کل اقتصاد خواهد داشت و نقش محوری آن‌ها را در شبکه تولید استان آذربایجان شرقی تأیید می‌کند.

نتایج بررسی اثرات سرریزی و بازخوردی ارزش‌افزوده -که ویژه الگوی دومنطقه‌ای است- نشان می‌دهد بخش‌های «ساختمان»، «تولید مواد شیمیایی و فرآورده‌های شیمیایی» و «حمل‌ونقل و انبارداری و پست» استان آذربایجان شرقی، دارای بیشترین ارزش آثار سرریزی ارزش‌افزوده به سایر اقتصاد ملی هستند.

این بدان معناست که تقاضای این بخش‌ها در استان، موجب ایجاد ارزش‌افزوده بیشتری در سایر اقتصاد ملی نسبت به سایر بخش‌ها می‌شود. با تفسیر مشابه، نتایج برآورد اثرات سرریزی سایر اقتصاد ملی به استان آذربایجان شرقی نیز نشان می‌دهد که بیشترین آثار سرریز ارزش‌افزوده از سایر اقتصاد ملی به این استان به بخش‌های «تولید کک، فرآورده‌های حاصل از پالایش نفت»، «سایر صنایع» و «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنی‌ها» تعلق دارد.

بررسی اثرات بازخوردی استان آذربایجان شرقی نشان می‌دهد که بخش‌های «سایر صنایع»، «عمده‌فروشی، خرده‌فروشی و تعمیر کالاها» و «حمل‌ونقل و انبارداری و پست» دارای بیشترین ارزش آثار بازخوردی هستند.

برای ارائه توصیه‌های سیاستی به سیاست‌گذاران سه دیدگاه مختلف وجود دارد:

الف) توجه به بخش‌ها و ظرفیت‌ها و منابع دست‌نخورده مناطق: بخش‌های «تولید فلزات پایه»، «سایر فعالیت‌های کشاورزی» و «اطلاعات و ارتباطات و فعالیت‌های مالی و بیمه» که به‌عنوان بخش‌های کلیدی معرفی شده‌اند و ارتباط آن با آثار سرریز و بازخورد مناطق، بیانگر آن است که این منابع و پتانسیل‌های بالقوه می‌تواند به‌عنوان اولویت‌های سرمایه‌گذاری در مناطق مورد توجه قرار گیرد، تا با تمرکز بر توسعه آنها، علاوه بر ایجاد فرصت‌های اشتغال برای ساکنان استان، زنجیره تولید در پس و پیش این بخش‌های کلیدی را نیز توسعه دهد و منجر به ایجاد ارزش‌افزوده بیشتر در سایر اقتصاد ملی نیز خواهد شد.

در واقع بررسی‌های همه‌جانبه پیرامون شناسایی بخش‌های کلیدی با استفاده از روش سنجش پیوندهای پسین و پیشین و ارتباط آن با نتایج شناسایی بخش‌های کلیدی با روش دیازنباخر در کنار تحلیل آثار سرریزی و بازخوردی مناطق، نشان می‌دهد که بخش‌های «تولید فلزات پایه»، «سایر فعالیت‌های کشاورزی» و «اطلاعات و ارتباطات و فعالیت‌های مالی و بیمه» به‌عنوان ظرفیت‌های مغفول، می‌توانند زمینه‌ساز رشد همه‌جانبه و پویایی اقتصادی در استان آذربایجان شرقی شوند.

ب) توسعه مناطق کوچک‌تر مقدمه‌ای برای توسعه مناطق بزرگ‌تر: اگر هدف اصلی، توسعه مناطق کوچک‌تر و کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای باشد، لازم است اثرات سریزی معیار هدایت منابع در جهت تحقق سیاست‌های تعادل فضایی کشور قرار گیرد. بر این اساس ملاک، بخش‌هایی هستند که آثار سرریزی بالاتری از استان آذربایجان شرقی به سایر اقتصاد ملی دارند. در این صورت باید بخش‌های «ساختمان»، «تولید مواد شیمیایی و فرآورده‌های شیمیایی» و «حمل‌ونقل و انبارداری و پست»، بیشتر مورد توجه قرار گیرند.

ج) توسعه مناطق بزرگ‌تر زمینه‌ساز توسعه مناطق کوچک‌تر: دسته دیگری از نظریه‌ها، کل پهنه جغرافیایی را به‌عنوان یک واحد سرزمین در نظر می‌گیرد و بر نقش تجمع‌های مکانی بزرگ مقیاس در تحرک و توسعه سطح ملی تأکید دارد. بنابراین، در این دسته از سیاست‌های توسعه منطقه‌ای، تأکید بر رشد بخش‌هایی از اقتصاد است که بیشترین آثار سرریزی از سایر اقتصاد ملی به استان آذربایجان شرقی دارند یعنی بخش‌های «تولید کک، فرآورده‌های حاصل از پالایش نفت»، «سایر صنایع» و «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنی‌ها» در استان آذربایجان شرقی.

برای دسترسی به متن کامل تحلیل اقتصاد استان آذربایجان شرقی اینجا را کلیک کنید.

در همین رابطه