رادیو مجازی اتاق ایران: 9 فروردین 1404

پرونده خبری تحلیلی اتاق ایران درباره شعار سال 1404 – 46

قصه پرغصه تولید به روایت سیده فاطمه مقیمی؛ 4 راهکار کلیدی برای جان گرفتن «سرمایه‌گذاری برای تولید»

سیده فاطمه مقیمی در یادداشتی که در اختیار اتاق ایران آنلاین قرار داد، با ارائه روایتی از قصه پرغصه تولید در کشور، 4 راهکار کلیدی برای جان گرفتن «سرمایه‌گذاری برای تولید» را برشمرد. یادداشت مقیمی را می‌خوانیم:

سیده فاطمه مقیمی

عضو هیات نمایندگان اتاق ایران
16 فروردین 1404 - 07:36
کد خبر : 84447
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
تلگرام واتس اپ
لینک

می‌گویند تولید موتور محرک اقتصاد است، اما گویا این موتور در ایران نه سوخت دارد، نه جاده‌ای برای حرکت، نه راننده‌ای که راه‌بلد باشد یا حداقل اهل مقصد باشد! در شرایطی که کشورهای دیگر در حال رقابت برای تولیدات پیشرفته و صادراتی هستند، ما همچنان درگیر یافتن برق، گاز و وام‌های گم‌ شده‌ایم. عجیب نیست که سرمایه‌گذار به جای کارخانه، زمین می‌خرد و به جای ماشین‌آلات صنعتی، سکه‌های طلا ذخیره می‌کند.

در این سرزمین، کارخانه ساختن جسارتی می‌طلبد که کمتر از فتح قله‌های ناشناخته‌ تاریخ نیست.

از هفت‌خوان مجوز تا دیوار تحریم‌ها؛ سرمایه‌گذار در ایران، پیش از آنکه فکر خط تولید و بازار صادرات باشد، باید مهارت‌های بقا در محیطی پر از پیچ‌وخم‌های اداری را یاد بگیرد و باید بداند که آیا اساساً می‌تواند از «دالان بوروکراسی» جان سالم به در ببرد یا نه. طبق گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۲۰، ایران در شاخص سهولت کسب‌وکار رتبه ۱۲۷ را کسب کرده است؛ یعنی اگر سرمایه‌گذاری تصمیم بگیرد یک کارخانه تأسیس کند، باید بیش از ۷۰ روز از این اداره به آن اداره برود تا شاید مجوزی دریافت کند، در حالی که در ترکیه و امارات این روند کمتر از دو هفته طول می‌کشد. به عبارت دیگر، آن‌ها مشغول تولید هستند، ما مشغول «پیگیری‌های اداری!» این یعنی، امروز گرفتن یک مجوز تولید، به آزمونی طاقت‌فرسا تبدیل شده است.

امروز مجوز، فردا تحریم، پس‌فردا تعطیلی! اما فرض کنیم که سرمایه‌گذار این مسیر را طی کند و موفق شود مجوز بگیرد. آیا حالا دیگر مشکلی وجود ندارد؟ خیر، حالا تازه نوبت دیوار تحریم‌ها و FATF است. گزارش مؤسسه مطالعات اقتصادی بامداد در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که حضور ایران در لیست سیاه FATF باعث شده است هزینه تأمین مالی برای تولیدکنندگان تا ۳۰ درصد افزایش یابد و جذب سرمایه خارجی تقریباً غیرممکن شود. معنای ساده این آمار، آن است که تولیدکننده ایرانی، پیش از آنکه به رقابت با برندهای جهانی بیندیشد، باید برای بقا در برابر بحران‌های مالی بی‌پایان آماده باشد. وقتی انتقال یک حواله بانکی از ایران به خارج مثل یک عملیات مخفیانه می‌شود، چگونه می‌توان انتظار داشت که سرمایه‌گذاری خارجی در تولید ایران رخ دهد؟

زیرساخت‌!!؟ همان شوخی بی‌مزه همیشگی که آدمی را به یاد جوک‌های تکراری استنداپ کمدی‌ها می‌اندازد! جالب این است که هم زیرساخت نداریم، هم هر ساله هزینه توسعه همان زیرساختی که نداریم را پرداخت می‌کنیم، هم مشترک پرمصرف هستیم و باید چند ده برابر پول برق بدهیم، هم همین برقی که ده برابر پولش را داده‌ایم قطع است، پیدا کنید پرتقال‌فروش را! ما در ایران زیرساخت‌هایی داریم که نیستند، اما هزینه دارند!

اما بگذارید حتی خوش‌بین‌تر شویم! حالا که سرمایه‌گذار، از موانع مجوز و تحریم عبور کرده و فرض کنیم که موفق شده است مواد اولیه خود را تهیه کند و کارخانه را تجهیز نماید، آیا دیگر مشکلی در کار نیست؟ آیا حالا دیگر همه‌چیز مهیاست؟ اشتباه نکنید! حالا نوبت زیرساخت‌هایی است که به جای کمک، چوب لای چرخ تولید می‌گذارند. حالا تازه به ایستگاه «بحران زیرساخت» رسیده‌ایم. گزارش رسمی «انرژی ایران» در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که قطعی برق در بخش صنعت کشور به بیش از ۴۰۰۰ ساعت در سال رسیده است. به زبان ساده یعنی یک سرمایه‌گذار، پول و وقت خود را صرف احداث کارخانه‌ای می‌کند که هر لحظه ممکن است برق آن قطع شود! گویی که یک دونده را با پای بسته به مسابقه فرستاده‌ایم و از او انتظار داریم که مدال طلای دوی سرعت را کسب کند!

وضعیت آب و گاز هم دست کمی از برق ندارد. در زمستان، کمبود گاز صنایع فولاد و پتروشیمی را به تعطیلی می‌کشاند، در تابستان هم کمبود آب باعث توقف تولید در بسیاری از شهرک‌های صنعتی می‌شود. حالا سؤال این است: اگر کارخانه‌ای نتواند برق، گاز یا آب داشته باشد، آیا هنوز هم کارخانه محسوب می‌شود یا فقط یک سوله بزرگ برای نگهداری خاطرات شکست خورده؟

و اما آینده...

تصور کنید که این روند ادامه یابد، ده سال بعد، آنچه از شهرک‌های صنعتی ایران باقی خواهد ماند، ساختمان‌های متروکه‌ای است که به انبار کالاهای وارداتی بدل شده‌اند، یا زمین‌هایی که در مزایده‌های دولتی به «بهترین قیمت پیشنهادی» فروخته خواهند شد. کارخانه‌هایی که روزی امیدی برای تولید بودند، به زمین‌های بایری تبدیل خواهند شد که تنها محصول‌شان، خاطرات شکست و مردان شکست‌خورده است.

وام‌هایی که نیستند، اما به سرنوشت اقتصاد جهت می‌دهند؛ در حالی که تولیدکنندگان واقعی برای دریافت تسهیلات بانکی باید هفت‌خوان را طی کنند، گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد وام‌های کلان در دهه گذشته یا به پروژه‌های شکست‌خورده اختصاص یافته یا در فعالیت‌های غیرمولد «ناپدید» شده‌اند. این یعنی بانک‌ها به جای تأمین مالی کارخانه‌هایی که تولید واقعی دارند، پول‌ها را به کسانی داده‌اند که مهارت بیشتری در استفاده از «روابط» دارند تا «تکنولوژی»! نتیجه؟ تولیدکننده واقعی، ورشکسته؛ رانت‌جو، میلیاردر!

فرض کنیم تولیدکننده‌ای، تمام موانع را پشت سر گذاشته و فقط به یک وام برای راه‌اندازی خط تولید خود نیاز دارد. آیا این وام را دریافت خواهد کرد؟ بستگی دارد! اگر او یک سرمایه‌گذار واقعی باشد، احتمالاً در صفی طولانی و بی‌پایان، منتظر دریافت یک وام کوچک خواهد ماند. اما اگر اهل «روابط» باشد، قضیه به کلی فرق خواهد کرد.

ده سال بعد، اگر این روند ادامه یابد، ایران به کشوری تبدیل خواهد شد که کارخانه‌هایش تعطیل‌اند، اما برج‌های لوکس و مجتمع‌های تجاری‌اش یکی پس از دیگری بالا می‌روند. اقتصاد، به جای تولید، بر محور سوداگری خواهد چرخید و صادرات، نه محصولات صنعتی، که سرمایه‌های انسانی خواهد بود.

آیا هنوز هم امیدی هست؟

شاید، اما فقط در صورتی که به‌جای ادامه‌ این روند، تصمیماتی واقعی اتخاذ شود:

  1. اصلاح نظام بانکی و جلوگیری از اعطای تسهیلات رانتی: زیرا اگر بانک‌ها همچنان کارخانه‌ها را نادیده بگیرند و به دلالان املاک و واردکنندگان ارز ارادت داشته باشند، آینده صنعت ایران چیزی جز ویرانه نخواهد بود.
  2. حذف بوروکراسی زائد و کاهش موانع کسب‌وکار: چون اگر روند صدور مجوز، همچنان یک ماراتن نفس‌گیر باقی بماند، سرمایه‌گذاران پیش از ورود به میدان، از آن منصرف خواهند شد.
  3. سرمایه‌گذاری جدی در زیرساخت‌های انرژی: زیرا هیچ کشوری با خاموشی‌های پی‌درپی و کمبود گاز، به قطب صنعتی تبدیل نشده است.
  4. حمایت از تولید دانش‌بنیان: چراکه در دنیای فردا، صنعتی موفق است که وابستگی‌اش به مواد اولیه خارجی به حداقل برسد.

و در نهایت

سرمایه‌گذاری در تولید، وقتی گسترش معنادار پیدا می‌کند که سرمایه‌گذار احساس امنیت کند، وگرنه همچنان زمین، سکه، دلار و مسکن، محبوب‌ترین مقاصد سرمایه‌ها باقی خواهند ماند. در کشوری که تولیدکنندگان برای تأمین مالی به مشکل برمی‌خورند، اما سفته‌بازان روزبه‌روز ثروتمندتر می‌شوند، باید فکر اساسی برای گسترش فرهنگ کارآفرینی و حفظ و تکثیر روحیه کارآفرینان بزرگ انجام داد.

اگر امروز به فکر اصلاح نباشیم، فردا سرمایه‌گذاران واقعی، یا مهاجرت خواهند کرد، یا به جمع سفته‌بازان خواهند پیوست. تولیدکنندگان، کارخانه‌های خود را با خاک یکسان خواهند دید، و نسل آینده، تنها داستان‌هایی از صنعتی را خواهد شنید که هرگز متولد نشد و در آن روز، شاید دیگر برای اصلاح دیر شده باشد ...

موضوعات :
در همین رابطه