تورم مزمن، فقط یک عدد سالانه نیست؛ سازوکاری است که هر روز هزینه تولید و معیشت را بالا میبرد و بیثباتی را تکثیر میکند. اگر در سال ۱۴۰۵ تورم بالای ۵۰ درصد تداوم پیدا کند، علاوه بر تورم آشکار، تورم پنهان نیز از مسیر کاهش کیفیت خدمات عمومی، تعویق پرداختها و افزایش تدریجی قیمتهای دولتی به اقتصاد منتقل میشود و فشار مضاعف میسازد .
وقتی کسری بودجه با ابزارهای کوتاهمدت یا بدهیمحور پوشانده شود، از جمله اتکای بیشتر به انتشار اوراق و کنترل نقدینگی عقب بیفتد، بنگاه ناچار میشود قیمت را با تأخیر و هزینه را با شتاب تنظیم کند؛ همین شکاف، سرمایهگذاری را عقب میراند و برنامهریزی را شکننده میکند.
راه خروج، انضباط مالی واقعی، سقفگذاری رشد هزینههای جاری، شفافیت منابع و مصارف، و هماهنگی بودجه با سیاست پولی برای مهار پایدار تورم را ممکن میکند و افق تصمیم را روشن میسازد.