امروز بنگاهها نه از کمبود ایده و توان، بلکه از تعلیق تصمیم رنج میبرند. وقتی سیاستها دیر اعلام میشوند، اجرا ناپیوسته است و افق کوتاهمدت مبهم میماند، مدیر بنگاه ناچار میشود توسعه را متوقف کند، سفارش را عقب بیندازد و سرمایهگذاری را به تعویق بسپارد. این توقفهای کوچک به فرسایش بزرگ تولید میانجامد.
در چنین فضایی، فشار اقتصادی تنها متوجه تولیدکننده نیست؛ جامعه نیز هزینه این تعلیق را با تورم، نااطمینانی و کاهش امید لمس میکند. نشانههای نارضایتی اقتصادی، هشدار میدهد که زمان اصلاح از نگاه مردم و بنگاه به نقطه حساس رسیده است.
راه عبور، اصلاحات سریع و قابل لمس است؛ اصلاح در اجرا پیش از قانون، ثبات در تصمیم پیش از منابع و شفافیت در زمانبندی پیش از وعده. اقدامهای هماهنگ، اعلام بهموقع سیاستها و کاهش بلاتکلیفی اجرایی میتواند در کوتاهمدت فضای اقتصاد را آرام کند و اعتماد را به تصمیمسازی بازگرداند.