از منظر علم اقتصاد، تورم زمانی به وضعیتی مزمن تبدیل میشود که طرف عرضه تضعیف شود. وقتی تولید زیر فشار هزینه، نااطمینانی و محدودیت سرمایهگذاری قرار میگیرد، اقتصاد توان پاسخگویی به تقاضا را از دست میدهد و افزایش قیمتها به پدیدهای پایدار بدل میشود؛ حتی بدون شوکهای تازه.
تورم بالای ۵۰ درصد امروز، فقط پیامد فشارهای پولی نیست؛ بازتاب فرسایش تولید است. بنگاهی که با هزینههای فزاینده، ناپایداری مقررات و افق نامطمئن فعالیت میکند، نه ظرفیت را افزایش میدهد و نه بهرهوری را بهبود میبخشد. در این شرایط، تورم آشکار با تورم پنهان اعتماد همراه میشود و تصمیمها کوتاهمدت و تدافعی میگردد.
مهار پایدار تورم بدون بازسازی طرف عرضه ممکن نیست. تجربهها نشان میدهد کنترل تورم زمانی موفق بوده که همزمان با انضباط مالی و پولی، هزینههای تولید کاهش یافته، سرمایهگذاری مولد فعال شده و افق سیاستی قابل پیشبینی فراهم آمده است. تنها در این چارچوب است که مهار نقدینگی به رکود نمیانجامد و تورم با تقویت تولید فروکش میکند.