در این تنشها، فدراسیون روسیه میتواند نقش مهمی را ایفا کرده و به یک بازیگر «تعدیلکننده تعادل قوا» و «تضمینکننده بقای اقتصادی» بدل شود. در زمان بروز جنگ، اقتصاد از حالت «کارایی» به سمت «تابآوری و استمرار» حرکت میکند و باید متناسب با شرایط جدید برنامهریزی و اولویتبندی نمود. به هر روی، در حال حاضر هم ایران و هم روسیه درگیر جنگ بوده و تحت سنگینترین تحریمهای اقتصادی قرار دارند و از سوی دیگر بخش مهمی از انرژی دنیا را نیز در اختیار دارند و میتوانند از این اشتراکات، به عنوان یک فرصت مهم، بهره لازم را ببرند.
جایگاه روسیه بهعنوان شریک استراتژیک اقتصادی ـ منطقهای
روسیه به عنوان یکی از بازیگران بزرگ منطقه، دارای توانایی ایجاد و تقویت شبکههای اقتصادی مستقل و چندجانبه است. همکاریهای اقتصادی در حوزههای مختلف از جمله تجارت، انرژی، معادن، صنایع نظامی و فناوری میتواند به ایران کمک کند تا در مقابل فشارهای تحریمی و اقتصادی ایستادگی کند و وابستگی به نظامهای مالی و تجاری غرب را کاهش دهد. این همکاریها میتواند در قالب قراردادهای بلندمدت، مشارکت در پروژههای مشترک و ایجاد سیستمهای پرداخت و تبادلات مالی مستقل از سیستمهای بینالمللی باشد.
ایران توانایی آن را دارد تا بخش زیادی از تقاضاهای مورد نیاز مصرفکننده نهایی در بازار روسیه را برآورده نماید. همچنین میتواند بخشی از قطعات و مواد اولیه مورد نیاز صنایع تولیدی در روسیه را تامین کند و در سوی مقابل، مایحتاج و اقلام اساسی مانند غلات، نهادههای دامی، روغن، بنزین، چوب و ... را وارد نماید.
همچنین روسیه و ایران میتوانند با هدایت همافزا، در راستای تقویت بلوک منطقهای مستقل مانند اوراسیا و شانگهای اقدام نمایند. این محور نه تنها در برابر تأثیرگذاری غرب مقاومت میکند، بلکه میتواند نقش تعیینکننده در توازن قوا و تدوین فرآیندهای منطقهای بازی کند.
انرژی، اهرم ژئواکونومیک
در زمان جنگ ایران و آمریکا، نقش روسیه در حوزه انرژی برای ایران بسیار چندوجهی و راهبردی است. این نقش فراتر از صرف تبادل انرژی میباشد و به یک اهرم اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل میشود که میتواند به تابآوری اقتصاد ایران کمک کند. در صورت بروز بحران، روسیه میتواند به منبعی حیاتی برای تأمین نیازهای داخلی ایران (بهویژه در حوزه سوخت و فرآوردههای پالایشی مانند بنزین) تبدیل شود. این امر میتواند از فشار اقتصادی مستقیم بر مصرفکنندگان داخلی بکاهد و از مختل شدن چرخههای صنعتی و حملونقل جلوگیری کند. اگرچه ایران خود یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گاز است، اما در شرایط جنگی، اختلال در تأسیسات یا نیازهای منطقهای میتواند منجر به ایجاد فرصتهایی برای واردات گاز از روسیه (بهویژه از طریق خطوط لوله موجود یا قابل توسعه) شود و از کمبود گاز خصوصاً در فصول سرد سال جلوگیری نماید.
همچنین روسیه میتواند به واسطهای برای صادرات بخشی از نفت یا فرآوردههای نفتی ایران تبدیل شود. این امر میتواند از طریق خرید نفت ایران توسط روسیه و فروش آن در بازارهای جهانی، یا از طریق تسهیل دسترسی ایران به بازارهای خاص که خود روسیه در آن نفوذ دارد، صورت پذیرد.
از سوی دیگر روسیه میتواند در پروژههای توسعه میادین نفت و گاز ایران (بهویژه میادینی که با وجود تحریم، امکان توسعه آنها با فناوری روسیه وجود دارد) و همچنین در نوسازی و ارتقاء پالایشگاهها نقش فعالی ایفا کند.
تبادلات مالی، ساختارمند کردن پرداختها زیر فشار
تحریمهای آمریکا علیه ایران و روسیه، دسترسی هر دو کشور به سیستم مالی بینالمللی مبتنی بر دلار را محدود کرده است. در این شرایط، هر دو کشور به دنبال ایجاد و تقویت سیستمهای پرداخت جایگزین هستند. این شامل توسعه و گسترش استفاده از سامانههای مالی و سیستمهای پرداخت منطقهای میشود. ایران میتواند از چارچوبهای مالی موجود در اوراسیا مانند بانک توسعه اوراسیا و توافقات مربوط به استفاده از ارزهای ملی در مبادلات بین اعضا نیز بهرهبرداری کند. این امر به تسهیل جریان سرمایه و کالا بین ایران و سایر اعضای اتحادیه، به ویژه روسیه، کمک میکند.
همچنین استفاده از ارزهای ملی و مبادله کالاها و خدمات با استفاده از ریال ایران و روبل روسیه به جای دلار آمریکا، میتواند فشار تحریمها را کاهش دهد. این امر نیازمند توافقات دوجانبه و ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت نرخ ارز و تراز تجاری بین دو کشور است. هر دو کشور میتوانند از طریق مذاکرات دیپلماتیک، توافقات دوجانبه و چندجانبه بیشتری را برای تسهیل مبادلات مالی و بانکی منعقد کنند. این توافقات میتواند شامل پروتکلهای بانکی، قوانین گمرکی مشترک، و چارچوبهای حقوقی برای سرمایهگذاری باشد.
آذربایجان بهعنوان میانجی و گلوگاه ترانزیتی: چرا «مدیریت» حیاتی است؟
نقش آذربایجان را باید مثل یک «متغیر ریسک عملیاتی» دید و نه یک کشور صرفاً ترانزیتی. آذربایجان از چند مسیر میتواند روی تجارت ایران و روسیه اثر بگذارد. این کشور میتواند با کاهش ظرفیت، افزایش هزینه و زمان حمل ناوگان زمینی و ریلی و تغییر رویههای گمرکی، الزامهای جدید اسنادی یا ایجاد توقفهای مقطعی، ریسک و هزینه مبادلات ایران و روسیه را افزایش دهد.
مدیریت آذربایجان در این حوزه یعنی اعمال فشار از طریق روسیه برای بازنگهداشتن و تسهیل مسیر حمل کالا بین ایران و روسیه. در این بخش باید واقعگرایانه اقدام نمود. فشار لزوماً به معنای الزام مستقیم نیست؛ بیشتر به معنای تثبیت منافع و کاهش هزینه توقف است و میتوان از مسیر منافع تجاری و ترانزیتی و نگهداری آذربایجان در یک شبکه سودآور مالی و همچنین هماهنگی سه جانبه و استفاده از دیپلماسی برای جلوگیری از ایجاد اختلال، بهره برد و به طور حتم روسیه به عنوان یک قدرت منطقهای میتواند در این زمینه بسیار اثربخش باشد.
در خاتمه باید عنوان نمود که در بسیاری از موارد عنوان شده فوق، پیش از این نیز اقداماتی توسط دو کشور صورت پذیرفته و در شرایط خاص کنونی نیاز به پیگیری و اقدام جدی و مؤثر جهت اجرایی نمودن آن است که اتاقهای بازرگانی سه کشور و اتاقهای مشترک منطقه میتوانند نقش تسهیلگر را در این حوزه بازی نمایند.