تجربههای تاریخی نشان داده است که سرنوشت کشورها در چنین بزنگاههایی، در کنار میدانهای نظامی، با اتکا به سرمایه اجتماعی و تابآوری اقتصادی رقم میخورد.
در شرایطی که جنگ، نااطمینانی و فشارهای بیرونی میتواند ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را با چالش مواجه کند، آنچه بهعنوان یک مزیت راهبردی برای ایران قابل توجه است، حضور مردم در فعالیتهای اقتصادی در دل بحران است. این ویژگی، سرمایهای کمنظیر برای عبور از شرایط کنونی به شمار میرود.
آنچه امروز قابل تأمل است، رفتار اجتماعی و اقتصادی مردم ایران است؛ رفتاری که میتوان آن را در قالب «سرمایه اجتماعی» بهعنوان یکی از مهمترین داراییهای راهبردی کشور تحلیل کرد.
بر خلاف بسیاری از کشورها که در مواجهه با شرایط جنگی، با موجهای گسترده مهاجرت، خروج سرمایه انسانی و تضعیف پیوندهای اجتماعی روبهرو میشوند، در ایران شاهد پدیدهای متفاوت هستیم؛ مردم این سرزمین نهتنها کشور را ترک نکردند، بلکه با حضور فعال در عرصههای مختلف، به تداوم حیات اقتصادی و اجتماعی کمک کردند.
در چنین شرایطی، مفهوم «وحدت ملی» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. جامعهای که بتواند فارغ از تفاوتهای فکری، فرهنگی و اجتماعی، در بزنگاههای تاریخی حول منافع ملی به همگرایی برسد، ظرفیت عبور از پیچیدهترین بحرانها را خواهد داشت.
امروز نیز عبور از شرایط کنونی، نیازمند شکلگیری و تقویت همین همبستگی است؛ همبستگیای که همه اقشار جامعه را با هر دیدگاه و سلیقهای، در یک مسیر مشترک برای حفظ و تقویت کشور قرار دهد.
نامگذاری سال ۱۴۰۵ با عنوان «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» نیز ناظر بر همین واقعیت بنیادین است که اقتصاد، امنیت و انسجام اجتماعی، سه ضلع جداییناپذیر در مسیر توسعه و پایداری کشور هستند.
اقتصاد مقاومتی در این چارچوب، صرفاً یک مفهوم نظری نیست، بلکه راهبردی عملی برای تقویت بنیانهای تولید، کاهش آسیبپذیری و افزایش توان رقابتپذیری در شرایط محدودیت و فشار است.
در دوران جنگ، اقتصاد کشور نهتنها باید به فعالیت خود ادامه دهد، بلکه باید خود را برای مرحلهای مهمتر، یعنی بازسازی پس از جنگ، آماده کند. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که کشورهایی در دوره پس از جنگ موفقتر عمل کردهاند که در زمان بحران، زیرساختهای تولیدی خود را حفظ کرده و حتی در برخی حوزهها تقویت کردهاند.
از این رو، حمایت از تولید، تسهیل فعالیت بنگاههای اقتصادی، کاهش موانع کسبوکار و تقویت سرمایهگذاری، باید بهعنوان اولویتهای اصلی مورد توجه قرار گیرد.
نقش مردم در این میان، نقشی تعیینکننده و غیرقابل جایگزین است. حضور فعال مردم در عرصههای مختلف اقتصادی، از تولید و کارآفرینی گرفته تا مصرف مسئولانه و حمایت از تولید داخلی، میتواند بهعنوان موتور محرک اقتصاد کشور در شرایط جنگی عمل کند.
این مشارکت، زمانی اثربخشتر خواهد بود که با اعتماد متقابل میان مردم، فعالان اقتصادی و سیاستگذاران همراه شود. بخش خصوصی نیز در این میان، مسئولیتی مضاعف بر عهده دارد. فعالان اقتصادی، بهعنوان بازیگران اصلی عرصه تولید و تجارت، میتوانند با حفظ پایداری کسبوکارها، ایجاد اشتغال و تداوم زنجیرههای تأمین، نقش مهمی در تثبیت شرایط اقتصادی ایفا کنند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت نگاه بلندمدت و پرهیز از تصمیمات کوتاهنگرانه احساس میشود. آینده ایران، در گرو تصمیمها و رفتارهای امروز ماست؛ تصمیمهایی که باید بر پایه عقلانیت، همدلی و مسئولیتپذیری شکل گیرد.
امید است با اتکا به ظرفیتهای گسترده انسانی، اقتصادی و اجتماعی کشور، این دوره دشوار نیز با سربلندی پشت سر گذاشته شود و ایران، با عزت و اقتدار، مسیر پیشرفت و توسعه خود را با شتاب بیشتری ادامه دهد.