در پاسخ به پرسش «آیا بخش خصوصی ایران توان بازسازی اقتصاد را دارد؟» بر اساس تجربه عینی روزهای اخیر، روشن و بدون ابهام است، بخش خصوصی نه تنها توان بازسازی را دارد، بلکه در عمل، توان مدیریت اقتصاد در شرایط خاص را نیز اثبات کرده است.
در ایامی که کشور با شدیدترین فشارها مواجه بود، این بخش خصوصی بود که با تداوم تولید، حفظ زنجیره تأمین و ایفای مسئولیتهای اجتماعی، اجازه نداد جریان زندگی اقتصادی متوقف شود. این یک ادعا نیست، یک واقعیت آزمودهشده است.
بخش خصوصی در بحران، تماشاگر نبود؛ ضامن پایداری اقتصاد بود.
اما اینجا یک نکته تعیینکننده وجود دارد؛ مسأله اقتصاد ایران، فقدان ظرفیت نیست، بلکه نحوه به کارگیری ظرفیتها در چهارچوب حکمرانی اقتصادی است.
اگر بازسازی را صرفاً به عنوان یک پروژه مالی ببینیم، پاسخ ناقص خواهد بود؛ اما اگر آن را یک فرآیند نهادی بدانیم، آنگاه روشن میشود که موفقیت یا شکست آن، بیش از منابع، به کیفیت حکمرانی وابسته است.
تجربههای جهانى در اروپا پس از جنگ جهانی تا اقتصادهای نوظهور آسیا یک پیام مشترک دارند؛ بازسازی موفق، از اصلاح قواعد حکمرانی آغاز میشود، نه از تزریق منابع.
در این چارچوب، پاسخ به بخش دوم سؤال نیز روشنتر میشود؛ دولت برای فعالسازی ظرفیت بخش خصوصی، بیش از آنکه نیاز به ابزارهای مداخلهای داشته باشد، نیازمند ایجاد بسترهای نهادی است.
نخستین و مهمترین بستر، ثبات در سیاستگذاری اقتصادی است؛ هیچ سرمایهای در فضای بیثبات، به تولید تبدیل نمیشود.
دوم، کاهش نااطمینانی و افزایش پیشبینیپذیری اقتصاد است. سرمایهگذاری، قبل از آنکه به منابع مالی وابسته باشد، به اعتماد وابسته است؛ این اعتماد، محصول ثبات و انسجام در تصمیمگیری است.
سوم، تضمین حقوق مالکیت و امنیت سرمایهگذاری است. سرمایه، جایی میماند که احساس امنیت کند، نه جایی که صرفاً سودآور باشد.
چهارم، اصلاح مقررات و کاهش هزینههای مبادله است. اقتصادی که در آن مسیر فعالیت، پرهزینه، مبهم و زمانبر باشد، حتی با وجود منابع، قادر به رشد نخواهد بود.
و در نهایت، توسعه مشارکتهای واقعی دولت و بخش خصوصی در پروژههای بازسازی، که میتواند منابع، دانش و کارایی را همزمان به میدان آورد.
اما در کنار همه این موارد، یک متغیر کلیدی وجود دارد که کمتر درباره آن سخن گفته میشود و آن باور در سطح حکمرانی است. تا زمانی که بخش خصوصی به عنوان یک شریک راهبردی دیده نشود، نه به عنوان یک بازیگر حاشیهای، بازسازی اقتصادی به نتیجه نخواهد رسید.
واقعیت این است که اقتصاد ایران در یک نقطه عطف قرار دارد. ادامه مسیر گذشته، یعنی بازسازی اداری؛ تغییر مسیر، یعنی بازسازی واقعی اقتصاد.
بخش خصوصی، ظرفیت خود را در میدان عمل نشان داده است. امروز دیگر پرسش از توان نیست؛ پرسش از اراده در اصلاح حکمرانی اقتصادی است.
اگر این اراده شکل بگیرد، بازسازی اقتصاد ایران میتواند به نقطه آغاز یک دوره جدید از رشد، تابآوری و شکوفایی تبدیل شود. و اگر شکل نگیرد، حتی بزرگترین منابع نیز به نتیجهای پایدار منجر نخواهد شد.