پویش «هوای کسبوکار هم را داریم» تنها یک شعار نیست، بلکه تلاشی برای زنده نگه داشتن نبض اقتصاد در شرایط دشوار است؛ تلاشی که میخواهد چراغ فعالیتهای اقتصادی در اصفهان روشن بماند و امید به رونق، همچنان در جریان باشد.
بازار و چالش تمرکزگرایی اقتصادی
بازار مفهومی عمیق و تکامل یافته در اعصار تاریخی است که در صد سال گذشته با تمرکزگرایی و دولت گرایی افراطی و فزاینده از آن جز نامی و یادی نمانده است. نگاه رایج بهویژه در کشورهایی که اشتیاق به توسعه سریع داشتهاند مداخله دولت محور در بازار بوده است و طی این مداخلات سازوکار طبیعی و ریشهای بازار از کار افتاده است. بازار بر منفعت شخصی طرفین آن کار میکند. آنچه این منفعت را کنترل و در جهت تحقق مقادیر بهینه قرار میدهد رقابت شفاف، عدم تبانی، عدم انحصار و جریان سیال اطلاعات است.
تجربه تاریخی و نگاه به کارکرد بازار در صدر اسلام
هر اقتصاد متناسب با توجه به این مکانیسم توسعه پایدار را تجربه میکند. بد نیست بدانید در دوره کوتاه حکومت پیامبر اسلام(ص) در مدینه النبی، حاکمیت حتی در شرایط جنگی یا شرایط اضطرار تهدید قحطی متاثر از خشکسالی در مکانیسمهای بازار وارد نمیشد و فقط در عدم احتکار، قش در معامله و دریافت حقوق شرعی تمرکز داشته است. پیامبر اکرم(ص) به جهت تجارب زیسته خود مفهوم بازار و اهمیت آن را درک میکرده اند و به اصول بازار همانند سنن الهی مینگریستند. در مواردی که به ایشان برای مداخله در بازار اصرار میشده بصراحت میفرمودند این بدعت است و من نمیخواهم در ملاقات اخروی خداوند از بدعت گذاران باشم.
فراموش نکنیم این عواملی که به عنوان زنجیره تامین فعالیت میکنند پاک دستترین، لایقترین، مجربترین و هوشمندترین افرادی هستند که در سالهای محاصره اقتصادی مسیر کار، تولید، خدمت و سازندگی را انتخاب کردهاند. به این ویژگیها اضافه کنید روحیات خدمت به خلق که در ایرانیان سابقه کهن دارد. شک نکنید که این مردم در بزنگاههای تاریخی چنان حضور و ورودی به حل مشکلات خواهند داشت که بالای گودنشینان انگشت به دهان میمانند. در این حوزه الزام، نه لازم است و نه کارآمد و نتیجه آن سرد شدن احساسات و شور ملی و دینی است.
تاریخ بازار و اقتصاد مردمی ایران از قصههای فراوان مروت، انصاف و شرافت لبریز است. تحمل اقتصاد تحریمی و محاصرهای به این شدت که در دهسال گذشته به اوج خود رسیده بدون وجود مکانیسم شرافتمندی و عیاری در بازار و کسب و کارها امکان پذیر نبود. همین سازوکار در این جنگ نیز فعال است و باید مراقبت شود. دولت و هر سازمان حمایتی فقط با درک این سازوکارها باید به یاری بیایند و از اتلاف منابع خودداری کنند.
بهرهوری نیروی کار؛ مسئله اصلی اقتصاد ایران
ارزش نیروی کار به تولید و خدمتی است که میآفریند. یکی از مشکلات زیر بنایی اقتصاد ایران عقب افتادن کارآمدی و کارایی آن در رقابت با تولید خارجی است. کار منجر به تولید در اقتصاد ایران به یکساعت در ۲۴ ساعت کاهش داشته و این فاجعه ملی است. این روزها بخشهای عرضه کننده کار باید به کارایی تمرکز کنند. کاهش ضایعات، افزایش سرعت، دقت و کیفیت میتواند امکان گذر از این گذر سخت را ممکن کند.
مفهومی در اقتصاد جهانی با عنوان fair trade مطرح شده است که تجارت منصفانه را تعریف و ترغیب میکند. یکی از ده اصل آن حفظ کسب و کارهای کوچک با سودآوری کم و محلی است. اصولاً در اقتصاد آرمانی دانش اقتصاد وجود هلدینگها و تراستها عامل مخل و مخرب است. هلدینگها تبانی و انحصار ایجاد میکنند و نمیگذارند رقابت، قیمت را حداقل و کیفیت را حداکثر کند. متاسفانه بسیاری از متولیان رسمی اقتصاد از خطر تبانی و انحصار غافل هستند و با شدت و حدت به ایجاد قطبهای بزرگ اقتصادی دامن میزنند. برای اقتصاد مردمی ضروریترین اقدام متوقف کردن ایجاد تمرکزهای اقتصادی است.
حمایت از کسبوکارهای کوچک بهعنوان اصل توسعه
بنگاه اقتصادی باید آنقدر کوچک باشد که نتواند بر قیمت اثرگذارد. بنگاه قیمت بازار را میپذیرد و برای افزایش درآمد به فروش بیشتر، کاهش هزینهها، کاهش قیمت و افزایش کیفیت تمرکز میکند. این کیمیای اقتصاد طبیعی است که در ایران مختل است. در اقتصاد انحصار مدار ایران دولت و حاکمیت باید از وزن و اثر هلدینگها و صنایع بزرگ به نفع کسب و کارهای خرد بکاهد. این اقدام میتواند با دریافت مستقیم از صنایع بزرگ و پرداخت مستقیم به صنایع کوچک و متوسط انجام شود.
از بازمانده بازار و چارچوبهای حرفهای و اخلاقی برای چنین شرایطی عوامل موثری ایجاد کنند. هیچ مشکلی نیست که مجامع صنفی، انجمنهای حرفهای، هیئتهای مذهبی و خیریه نتوانند حل کنند. اگر دولت یا هر سازمان حکومتی در این بازی پشت دست مجامع حرفهای بازی کنند منابع عظیمی در اختیار رفع مشکلات قرار میگیرد. باید به مردم، سازمانهای مردمی و نظم خودجوش آنان اعتماد کرد. با صاحبان کسب و کار به دیده احترام و افتخار نگریسته شود. نباید لحن پویش به کسی که تولید ثروت میکند و به اصطلاح دستش در جیب خودش است نصیحت گونه و یا از سر ترحم باشد.
با مردم با زبان خودشان صحبت کنیم. زبان مردمی کوچه و بازار ظرفیتهای نهفتهای دارد که اثرگذاری پویش را افزایش میدهد. نگاه تبعیض گونه به کسب و کارها سم مهلک است. هر که امروز چراغ کسب و کاری را روشن نگه میدارد، عزیز پویش است. بگذارید مردم پویش را از آن خود بدانند، همانگونه که هست. هیچ همراهی و حمایتی برای کسب و کارها مثل افزایش فروش نیست. از ظرفیتهای پویش برای افزایش فروش استفاده شود.