بیستودوم فروردین ماه شاهرخ ظهیری از دنیا رفت؛ پدر صنایع غذایی که مرور زندگینامهاش نشان میدهد او برای به دست آوردن عنوان پدر صنایع غذایی ایران راهی طولانی و سخت پیموده است. ظهیری ابتدا معلم بود اما یک اتفاق باعث شد انگیزهای مضاعف برای حضور در بازار کار پیدا کند و پله پله تا بنیانگذاری اولین کارخانه سس در ایران پیش برود. او سالها در اتاقهای بازرگانی، نماینده بخشخصوصی بود و تا آخرین روزهای عمر در کمیته پیشکسوتان اتاق ایران فعالیت میکرد.
با چند همراه و دوست قدیمی او در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی گفتوگو کردهایم که دیدگاه آنها را درباره شاهرخ ظهیری میخوانیم.
***

علاء میرمحمدصادقی
مرحوم ظهیری را حدود 40 سال است که میشناختم؛ زمان آشنایی ما به حضور و همکاری در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران و ایران برمیگردد. او بسیار مسئولیتپذیر بود و هر کار و مسئولیتی که به عهده ایشان گذاشته میشد آن را تا سرانجام پیگیری میکرد. او در حوزه صنعت غذایی صاحبنظر بود و با تأسیس کارخانه مهرام و بستهبندی صنایع غذایی جزو مبتکران محسوب میشد که کالای مرغوبی در اختیار بازار قرار داد. ظهیری جزو صمیمیترین افراد اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران بود که هر زمان با هیاتی تجاری همراه میشد، دغدغهای جز اعتلای نام ایران و ترغیب رقبای خارجی برای همکاری با ایران نداشت. همیشه سعی میکرد که نام کالای ایرانی را با بهترین کیفیت و اعتبار زنده نگه دارد؛ صنعتی که او در آن فعالیت میکرد نیز نتیجه همین تلاشها است. متأسفانه ما دوست خیلی خوبی را از دست دادیم؛ دوستی که هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی را میشناخت و سعی میکرد راه ارتباط درست این دو گروه را فراهم سازد. ما دوستی صادق و همکاری پرتوان را از دست دادیم؛ یادش گرامی باد.

محسن خلیلی عراقی
مرحوم شاهرخ ظهیری چهل سال در فعالیتهای تشکلگرایی با ما همراه بود و با انجمن مدیران صنایع همکاری داشت و ما را در زمینهٔ فعالیتهای کارشناسی و توسعه صنعتی یاری میداد. مرحوم ظهیری یاری مهربان، فداکار، باگذشت، مؤثر و مفید بود. او همیشه انجمن مدیران صنایع را با 2500 عضو صنعتگر یاری میداد. مهندس ظهیری در روزهای اول انقلاب جزو 15 نفر یارانی بود که بهاتفاق هم انجمن مدیران صنایع را تشکیل دادیم. ما بهاتفاق برای بقاء، دوام و توفیق بخش خصوصی زحمات فراوان کشیدیم و کارهای کارشناسی فراوانی انجام دادیم. در تعدیل قانون حفاظت و ملی شدن صنایع کشور متفقاً بسیار همکار و مؤثر بودیم. او هرگز به سرنوشت صنعت بیتفاوت نبود. روانش شاد و یادش گرامی.

محمدرضا بهرامن
من امروز باید از سوگ دوستی مهربان، همکاری صادق و یاری وفادار بگویم؛ کسی که همیشه انرژی مثبت داشت و کاریزمایی که همیشه میتوانست فردی مثبتی در جامعه باشد. انسانی موفق که ثروتی دست نیافتنی داشت. این ثروت به درون پر مهر او برمی گردد. دوستی مهربان، صادق و شهروندی واقعی که به تمامی افراد حاضر در کنارش احترام میگذاشت. او انسانی واقعی بود که از دست دادنش برای همه ما سخت بود. صنعت گری پویا که صنعت ایران به نامش، راهش و خاطرهاش نیاز دارد.


احمد پورفلاح
خیلیها از فوت آقای ظهیری متأثر شدهاند و تاسفی که من از باب این خبر ناگوار دارم، این است که چرا در جامعه خود قدر انسانهای خوب را در طول حیات آنها نمیدانیم؟ عدهای نهتنها قدرشناسی نمیکنند بلکه با عمل و کارهای خود دلگیری را در برخی افراد به وجود میآورند. باید از جایی برای رفع این الگوی نادرست تلاش کرد. بیایید مسئله عاطفه و مهربانی را در زمان حیات افراد بهکارگیریم نه بعد از رفتنشان. قدر آدمهایی که زندگی خود را برای اعتلای ایران به کار میبرند بدانیم. شاهرخخان انسان نادری بود و من 35 سال شانس همکاری با ایشان را داشتم. ما در اتاق بازرگانی صنایع معادن و کشاورزی تهران باهم همکار بودیم و ارتباط نزدیک ما از همان جا شروع شد. در موسسه مدیران صنایع ایران، اتاق ایران و ایتالیا و محک با هم همکاری بودیم. از او هیچ کلمه ناشایستی درباره کسی نشنیدهام. اولین نشانه چهره او لبخند بود و هرگز مسائل جدی را بدون لبخند عنوان نمیکرد. این را خانوادهاش هم تأیید میکنند. پریروز همسر ایشان از شاهرخ میگفت؛ اینکه روز دوم عید میخواست به اتاق بازرگانی برود؛ اگرچه عنوان شده بود که اتاق تعطیل است و کسی نیست ولی او در پاسخ گفته بود: «من که هستم». من آخرین بار ایشان را در گردهمایی دیدم که خیلی سرحالتر از روزهای قبل و ماههای قبل دیدم. او رفتنی نبود ولی خیلی راحت رفت. این مرد توانگر و دوست داشتنی که جایش پیش ما دوستانش همیشه خالی خواهد بود. خیلی زود رفت. راهش پر رهرو.

محسن جلالپور
برای اینکه دوستت داشته باشند کافی است مهربان، خوشپوش و بذله گو باشی اما برای اینکه همه به احترامت بایستند باید کارهای بزرگ کرده باشی. پیرمردی مهربان و خوشپوش از میان ما رفت که هم دوستش داشتیم و هم به احترامش میایستادیم. او شاهرخ ظهیری بود که درگذشت و فهرست غمها وغصههای فروردینی امسالمان را تکمیل کرد.
اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم باید بگویم در تمام زندگیاش به معنای واقعی عاشق بود. هم عاشق خانه و خانواده و هم عاشق کسب وکارش و جالب اینکه همه موفقیتهای کسب وکارش را هم مدیون عشقی نافرجام بود. هرکس برای ثروتمند شدن بهانهای میخواهد و چه بهانهای شیرینتر ازعشق؟ شاهرخ ظهیری ابتدا عاشق میشود و پس از آنکه از خانواده دختر جواب رد میشنود تصمیم میگیرد تغییری در وضعیت زندگیاش ایجاد کند.
یک بار برایم تعریف کرد که چگونه عاشق شد و عشق چگونه او را به کسب وکار پیوند زد. پس از فراز و فرودهای بسیار سرانجام در سال 1349 شرکت مهرام را راهاندازی میکند. آن روزها درایران کمپوت و رب گوجه فرنگی و برخی محصولات کنسرو شده تولید میشد اما ظهیری تصمیمی جسورانه میگیرد و نخستین خط تولید سس را در ایران راهاندازی میکند. ظهیری دیگر میان ما نیست اما یادش همیشه با ما خواهد بود.

علیمردان شیبانی
من افتخار آشنایی با شادروان شاهرخ ظهیری را از دهه شصت دارم؛ همان زمان که فعالیتهای صنعتی کشور جانی تازه میگرفت. من شاهد بودم که این مرد پرتلاش برای جا انداختن کاری نو و تولیدی جدید و برندی خوشنام چگونه فعالیت میکرد؛ کاری که از سال 1349 آن را شروع کرده بود. نتیجه این فعالیت را همه ما سر سفرههای خود شاهد هستیم. ما باهم در طول 16 سال افتخار حضور در اتاق ایران و تهران را داشتم. همیشه شاهد نقطه نظرات بسیار سازنده و امیدوارکننده و خوشبینانه نسبت به آینده صنعت از او بودم؛ مردی که خستگی را نمیشناخت و دست زا تلاش بر نمیداشت. روحش شاد.

سیدرضا نورانی
خدا رحمتشان کند بزرگ مرد تاریخ صنعت غذای ایران را که به پاس زحمتهای او یادش را گرامی میداریم. او مردی بزرگ بود و در حوزه کشاورزی ما مدام باهم در تماس بودیم. خدمات او در صنعت غذا ایشان و حوزه آب معدنی فراموش نشدنی است. او تا لحظه آخر عمر در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی فعال بود و به عنوان عضوی فعال و صنعت دوست در همه جا برای کمک به صنعت حاضر میشد. تشکلدوستی که مدام از موانع پیش پای صنعت میگفت و همیشه به دنبال راه و گشایشی در صنعت ایران میگشت.

ابراهیم جمیلی
آقای ظهیری به عنوان نماد بخش خصوصی است که در کنار کار در حوزه اقتصاد، به مسئولیتهای اجتماعی علاقمند بود؛ او میتواند الگویی برای جوانان فعال در کسب و کارهای جدید باشد. کارآفرینی برتر که هرگز خود را از دانش و تلاش برای بهتر و به روز شدن جدا نمیدانست. او با تأسیس برندی نو در صنایع غذایی که هم ملی است و هم جهانی برای روزهای بهتر صنعت ایران تلاش میکرد. او توانست با برند جهانی و تلاش در حوزه صنعت غذایی محصول ایرانی را به بهترین نحو در دنیا معرفی کند. او در عالم رفاقت جزو کسانی بود که غیر از صمیمت و محبت چیز دیگری به اطرافیان نمیداد. او ایران دوستی بود که زمانی برای جذب ایرانیان خارج از کشور و بازگشت سرمایههای آنها به ایران برنامهای تلویزیونی را اداره میکرد. او در این برنامه کارآفرینهای داخل کشور را به ایرانیهای خارج کشور معرفی میکرد. ظهیری در حوزه تشکلها فردی توانمند بود. کسی بود که در اقتصاد ایران و صنعت غذایی تاثیرگذار بود. مرگ او ناگهانی بود و همه را شوکه کرد. جای ظهیری در اتاقهای بازرگانی خالی است. باید او را به عنوان چهرهای موفق به جوانان معرفی کرد. کتاب زندگینامه او را باید دوباره بازنشر کرد تا جوانان از این سرمایه اجتماعی در الگوی کسب و کار خود بهره گیرند.
شخصیت شاهرخ ظهیری از زبان غلامحسین شافعی