رادیو مجازی اتاق ایران : 17 خرداد 1404

«اتاق ایران؛ نهاد حل مسئله» - 82

از آموزش تا اثرگذاری پایدار؛ رسیدن به «هوش سبز» در اقتصاد ایران

انجمن مدیریت سبز ایران طی گزارشی از فعالیت‌ها و برنامه‌هایی که در سال 1404 دنبال کرده به تمرکز بر اثرگذاری پایدار در جامعه و برقراری پیوند سه‌گانه اقتصاد، محیط‌ زیست و سرمایه انسانی اشاره دارد.

19 اردیبهشت 1405 - 10:24
کد خبر : 99922
اشتراک گذاری
اشتراک گذاری با
تلگرام واتس اپ
لینک

اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران و زیرساختارهای آن در سال 1404 در راستای ایفای مأموریت‌های خود به عنوان صدای رسای بخش خصوصی رویکردی مبتنی بر عمل‌گرایی و نوآوری را پیش روی خود قرار داد تا بر اساس آن نقش خود در نظام حکمرانی کشور را به مثابه نهاد حل مسئله ایفا کند.

هر چند اتاق ایران، اتاق‌های استانی، اتاق‌های مشترک، تشکل‌های اقتصادی و کمیسیون‌های تخصصی اتاق ایران در روزهای پایانی سال به منظور حفظ پایداری جریان، تجارت، تولید و اشتغال، همسو با سیاست‌های کلان کشور، اولویت‌های شرایط اضطرار را پیگیری کردند، در طول سال 1404 موارد ریشه‌ای برای تسهیل تولید، تجارت و محیط کسب‌وکار را در دستورکار قرار دادند.

از این‌رو در پرونده «اتاق ایران؛ نهاد حل مسئله» به تشریح و تبیین فعالیت‌های اتاق ایران و زیرساختارهای آن در راستای حل مسئله در سال 1404 می‌پردازیم.

گزارشی که اکنون پیش‌رو داریم مربوط به انجمن مدیریت سبز ایران است.

سال ۱۴۰۴ برای انجمن مدیریت سبز ایران، سال «عبور از آموزش به سوی اثرگذاری واقعی و پایدار» بود. در این سال، تمرکز انجمن بر پیوند سه‌گانه اقتصاد، محیط‌ زیست و سرمایه انسانی و حرکت از رویکردهای واکنشی به سوی نسل چهارم دانش مدیریت و مهندسی سبز (هوش سبز) قرار گرفت؛ رویکردی که محیط‌ زیست را نه هزینه، بلکه زیرساخت رقابت‌پذیری و تاب‌آوری اقتصادی می‌داند.

در این سال سه چالش و مسئله مهم فراگیر به‌طور ویژه از سوی انجمن پیگیری شد.

۱. ناترازی منابع (آب، انرژی و کربن) در سازمان‌ها

بخش بزرگی از بنگاه‌های اقتصادی کشور با مصرف بالا، اتلاف پنهان منابع و فقدان داده‌های دقیق مواجه هستند؛ مسئله‌ای که مستقیم هزینه تولید، ریسک فعالیت و توان رقابتی را تضعیف می‌کند.

۲. گسست میان آموزش‌های زیست‌محیطی و تصمیم‌سازی مدیریتی

در بسیاری از سازمان‌ها، آموزش‌های محیط‌ زیستی به تغییر رفتار، اصلاح فرآیند و پروژه‌های واقعی منجر نمی‌شود و تنها در سطح آگاهی باقی می‌ماند.

۳. فقدان نگاه انسانی–سیستمی به پایداری

تمرکز صرف بر فناوری یا مقررات، بدون توجه به نقش انسان، فرهنگ سازمانی و نظام انگیزش، باعث شده بسیاری از پروژه‌های سبز پایدار نمانند.

شناسایی این چالش‌ها حاصل تحلیل میدانی، داده‌محور و مقایسه‌ای فعالیت‌های انجمن در سال‌های اخیر و به‌ویژه سال ۱۴۰۴ بوده است. این شناسایی بر پایه چهار منبع اصلی انجام شده است.

شناسایی «ناترازی منابع (آب، انرژی و کربن)» در سازمان‌ها

این چالش از طریق تحلیل مستقیم داده‌های مصرف منابع در سازمان‌های همکار شناسایی شد. انجمن با اجرای «تحلیل جریان مصرف آب، انرژی و پسماند در ده‌ها سازمان»، «بررسی قبوض، داده‌های فنی، اطلاعات HSE و گزارش‌های مالی» و «مقایسه مصرف واقعی با استانداردهای ملی و بین‌المللی» به این نتیجه رسید که در بسیاری از سازمان‌ها مصرف منابع بالاتر از سطح بهینه است، اتلاف‌های پنهان شناسایی نمی‌شوند و داده‌های قابل اتکا برای تصمیم‌سازی مدیریتی وجود ندارد. این یافته‌ها نشان داد ناترازی منابع، یک مسئله موردی نیست، بلکه الگویی فراگیر در اقتصاد سازمانی کشور است.

شناسایی «گسست میان آموزش‌های زیست‌محیطی و تصمیم‌سازی مدیریتی»

این مسئله از طریق ارزیابی اثربخشی آموزش‌ها شناسایی شد، نه فقط تعداد آنها. انجمن در فرآیندهای آموزشی خود رفتار مصرف کارکنان قبل و بعد از آموزش را پایش کرد، بررسی کرد که آیا آموزش‌ها به پروژه بهبود، اصلاح دستورالعمل یا تغییر تصمیم مدیریتی منجر شده‌اند یا خیر و بازخورد مدیران و واحدهای اجرایی را جمع‌آوری کرد.

نتیجه این بررسی‌ها نشان داد در بسیاری از موارد آموزش‌ها در سطح آگاهی باقی مانده‌اند، به نظام تصمیم‌گیری، بودجه‌ریزی و فرآیندهای عملیاتی وصل نشده‌اند، و اثر پایدار بر عملکرد سازمانی ایجاد نکرده‌اند. این فاصله ساختاری، به‌عنوان یک چالش سیستمی در توسعه پایدار سازمان‌ها شناسایی شد.

شناسایی «فقدان نگاه انسانی–سیستمی به پایداری»

این چالش از طریق تحلیل شکست یا ناپایداری پروژه‌های سبز در سازمان‌ها شناسایی شد. در ارزیابی پروژه‌ها مشخص شد پروژه‌هایی که فقط فناورانه یا مقررات‌محور بوده‌اند، بدون مشارکت فعال کارکنان و مدیران میانی و بدون نظام انگیزش و تغییر رفتار، در میان‌مدت متوقف شده یا اثر خود را از دست داده‌اند. در مقابل، پروژه‌هایی که به انسان، فرهنگ سازمانی و فرآیند تصمیم‌سازی توجه کرده‌اند، ماندگارتر و اثربخش‌تر بوده‌اند. این مقایسه تجربی نشان داد که نبود نگاه انسانی–سیستمی، یکی از ریشه‌ای‌ترین موانع پایداری واقعی در سازمان‌های ایرانی است.

درباره آسیب‌های ناشی از این چالش‌ها به اقتصاد و جامعه ایران باید به موارد زیر اشاره کرد.

۱. افزایش هزینه تمام‌شده تولید و کاهش بهره‌وری منابع

این آسیب از طریق ترجمه داده‌های مصرف منابع به زبان اقتصادی شناسایی شد. در پروژه‌های انجام‌شده داده‌های مصرف آب، انرژی و مواد از واحدهای فنی و مالی استخراج شد، اتلاف‌های پنهان (مصرف غیرمولد، توقف‌های پرهزینه، دوباره‌کاری‌ها) شناسایی و اثر این اتلاف‌ها بر قیمت تمام‌شده محاسبه شد. نتیجه نشان داد بخش قابل‌توجهی از افزایش هزینه تولید، نه ناشی از قیمت نهاده‌ها، بلکه حاصل مدیریت ناکارآمد مصرف منابع است.

۲. تضعیف رقابت‌پذیری صادراتی در برابر استانداردهای نوظهور جهانی (کربن، انرژی، آب)

این آسیب از طریق مقایسه وضعیت سازمان‌های ایرانی با الزامات بازارهای هدف صادراتی شناسایی شد. انجمن با بررسی استانداردها و رویه‌های جهانی مرتبط با کربن، انرژی و آب، تحلیل توان گزارش‌دهی سازمان‌ها (Carbon/Water Footprint، ESG) و مقایسه آن با الزامات بازارهای بین‌المللی، به این جمع‌بندی رسید که فقدان داده‌های معتبر زیست‌محیطی و پروژه‌های کاهش واقعی، به‌تدریج مزیت رقابتی صادراتی بنگاه‌ها را تضعیف می‌کند.

۳. فرسودگی سرمایه انسانی و کاهش تاب‌آوری سازمان‌ها در شرایط بحران

این آسیب از طریق مشاهده میدانی رفتار سازمانی و بازخورد کارکنان شناسایی شد. در جریان آموزش‌ها و پروژه‌ها مشخص شد کارکنان در شرایط بحران منابع، با فشار تصمیم‌های متناقض و بی‌معنا مواجه هستند، نبود مشارکت در حل مسئله و تنها دستوری بودن سیاست‌ها، فرسودگی روانی ایجاد کرده است، و این فرسودگی مستقیم بر بهره‌وری، تعهد و یادگیری سازمانی اثر گذاشته است. این یافته‌ها نشان داد بحران محیط ‌زیست، بدون توجه به بعد انسانی، به بحران سرمایه انسانی تبدیل می‌شود.

۴. تشدید بحران‌های زیست‌محیطی با پیامدهای اجتماعی (کم‌آبی، آلودگی، بی‌اعتمادی عمومی)

این آسیب از طریق پیوند دادن داده‌های فنی با نشانه‌های اجتماعی شناسایی شد. انجمن با بررسی الگوهای مصرف آب و انرژی در سازمان‌ها و مناطق مختلف، مشاهده اثرات کم‌آبی، آلودگی و پسماند بر کارکنان و جامعه محلی، و تحلیل واکنش‌های اجتماعی (بی‌اعتمادی، مقاومت، فرسایش سرمایه اجتماعی)، به این نتیجه رسید که بحران‌های زیست‌محیطی صرفاً فنی نیستند و در صورت مدیریت‌نشدن، به بحران‌های اجتماعی و نهادی تبدیل می‌شوند.

شناسایی این آسیب‌ها حاصل ترکیب تحلیل داده‌های عملیاتی، تجربه میدانی در سازمان‌ها و گفت‌وگوی مستقیم با مدیران و کارکنان در فرآیندهای آموزشی، ارزیابی و پروژه‌های اجرایی انجمن مدیریت سبز ایران بوده است. این آسیب‌ها نه از طریق گزارش‌های کلی، بلکه از دل داده‌های واقعی مصرف و هزینه، تجربه اجرایی در سازمان‌ها، و مشاهده پیامدهای انسانی و اجتماعی تصمیم‌ها کشف و مستند شده‌اند؛ از همین رو، حل این مسائل، پیش‌شرط بهبود هم‌زمان اقتصاد، عدالت اجتماعی و پایداری محیط ‌زیست در ایران تلقی می‌شود.

در همین رابطه