نوروز ۱۴۰۵ هجری شمسی، در حالی از راه رسید که کشور عزیزمان ایران در یکی از تاریخیترین و خطیرترین فرازهای حیات خویش ایستاده است.
امسال، صدای پای بهار با غرشِ مظلومیت و صلابت ملتی در هم آمیخته که در سوگِ جانسوز هموطنهای خوب خود و قافلهسالار خویش و یاران سرافرازش، جامه سیاه بر تن کرده، اما قامتش را در برابر تجاوز بیگانگان، استوارتر از هر زمان نگاه داشته است.
هیات مدیره و هیات امنای خانه معدن ایران یکصدا معتقد است در این هنگامه که «شکوفهها پژمرده و بلبلان در عزای گلهای پرپر شده وطن نغمهسرای ماتم گشتهاند»، فعالین عرصه تولید در بخش معدن و صنایع معدنی، نیک میداند که عزای واقعی، دست کشیدن از تلاش برای اعتلای میهن است. امروز که خون پاک شهیدان از خاک میهن میدمد، خاک برای ما تنها منبع ثروت نیست؛ بلکه «ناموس ملی» است. ما در حالی سال جدید را آغاز میکنیم که آرایش جنگی دشمن ایران زمین در جبهههای نظامی، با آرایش نوین ما در جبهه «اقتصاد زمینمحور» پاسخ داده خواهد شد.
۱. واکاوی بازار جهانی فلزات در تلاطم «جنگ رمضان»
امروز که قیمت نفت تحت تأثیر تنشهای خلیج فارس در مقطعی از مرز ۱۱۹ دلار هم عبور کرد، جهان متوجه یک حقیقت بزرگ شده است: «مواد معدنی، سلاح قرن جدید هستند». گزارشهای نهادهای بینالمللی نظیر IEA و USGS نشان میدهد که «امنیت زنجیره تأمین» اکنون بر «قیمت» پیشی گرفته است.
مس؛ بانک مرکزی دوم و فلزِ قرنِ انرژی:
قیمت مس در ژانویه ۲۰۲۶ لحظهای از ١٢٥٠٠ دلار بر تن هم عبور کرد. این جهش ناشی از اختلال در معادن بزرگ جهان، انباشت موجودی در آمریکا و تقاضای انفجاری AI و الکتریکیسازی است. ایران با تولید اولیه ۲۷۹ هزار تن در ۲۰۲۳ و ذخایری که اکنون به بیش از ۲۰ میلیارد تن سنگمعدن میرسد، صاحب یکی از استراتژیکترین خونهای رگهای صنایع دفاعی است. اولویت ما در سال ۱۴۰۵ باید تکمیل پروژههای نیمهتمام کنسانتره و ذوب و تضمین انرژی آنها باشد تا بتوانیم کاتد را از مسیرهای زمینی به کشورهای همسو صادر کنیم.
طلا؛ سنگر نهایی ثبات مالی:
در حالی که انس جهانی در مقطعی از ٥٠٠٠ دلار عبور کرده، طلا برای ما فراتر از یک کالا، «لنگرگاه ثبات» است. تولید طلای ایران در ۲۰۲۳ حدود ۹.۸ تن بوده که اگرچه در مقیاس جهانی کوچک است، اما به عنوان ذخیره احتیاطی و جذب پسانداز داخلی حیاتی است. سیاست ما باید تقویت بازار رسمی شمش و گواهی سپرده طلا باشد تا نقدینگی سرگردان، پشتوانه پول ملی باقی بماند.
آلومینیوم؛ پاشنه آشیل لجستیک و صنعت هوایی:
آلومینیوم «فلزِ پرواز» است. قیمت LME تا ۳,۵۴۵ دلار بالا رفت؛ چرا که ذوبهای بزرگ منطقه (نظیر بحرین و قطر) به دلیل تنشهای دریایی با کاهش تولید مواجه شدهاند. ایران در ۲۰۲۳ حدود ۶۳۵ هزار تن تولید داشته، اما زنجیره ما از نظر آلومینا آسیبپذیر است.
آهن و فولاد؛ استخوانبندی دفاع و بازسازی:
اگرچه قیمت سنگآهن در فوریه ۲۰۲۶ به حدود ۹۸ دلار افت کرد، اما تقاضای داخلی برای «ورقهای آلیاژی و زرهی» جهت استحکامات پدافندی ۳ برابر شده است. ایران با تولید ۸۷.۹ میلیون تن سنگآهن، نباید به خامفروشی ادامه دهد. در شرایط جنگی، هر تن انرژی و حملونقل محدود باید صرفِ «فولادهای خاص» و محصولات با ارزش افزوده بالا شود.
سرب و روی؛ تپشِ قلبِ مهمات:
تقاضای جهانی برای سرب (باتریهای نظامی) و روی (گالوانیزه تجهیزات صحرایی) به دلیل درگیریهای منطقهای ۱۵٪ رشد داشته است. ممانعت از صادرات خام این مواد تا تأمین کامل نیاز داخلی، خط قرمز ما در سال ۱۴۰۵ باید باشد.
۲.نقشه راه استراتژیک: عبور به عصرِ «اقتدارِ معدنی»
در سال ۱۴۰۵، باید بپذیریم که مواد معدنی استراتژیک (Critical Minerals)، «نفتِ جدید» هستند. برنده این کارزار، کشوری است که «زنجیره ارزش» را در اختیار گرفته باشد.
رتبهبندی استراتژیک و رصد افقها:
۱.لیتیوم؛ نفتِ سفیدِ قرن: رشد انفجاری باتریهای پهپادی، لیتیوم را در صدر قرار داده است. با همکاری معاونت علمی ریاستجمهوری، اکتشاف و استخراج لیتیوم از شورابهها باید به یک «پروژه ملی پدافندی» تبدیل شود.
۲.عناصر خاکی کمیاب (REEs): عناصری نظیر نئودیمیوم که در صنایع موشکی حیاتی هستند، نباید در سایه تحریمها نادیده گرفته شوند. ایران باید به یک بازیگر مکمل در بلوکبندیهای جدید معدنی شرق تبدیل شود.
۳. شش فرمان کلیدی برای تحول در سیاستگذاری ملی
۱.تغییر پارادایم: دولت باید نگاه خود را از «معدن به مثابه منبع درآمد» به «معدن به مثابه ابزار قدرت ژئوپلیتیک» تغییر دهد.
۲. فرماندهی واحد: تأسیس «سازمان مواد معدنی استراتژیک» برای هماهنگی میان دیپلماسی، صنعت و دفاع.
۳. دیپلماسی معدنی زمینی: انعقاد قراردادهای بلندمدت با هند، روسیه و چین و جایگزینی مسیرهای زمینی به جای مسیرهای پرریسک دریایی.
٤. مشوقهای هوشمند: معافیت مالیاتی ۱۰۰ درصدی برای واحدهایی که در عمق زنجیره ارزش (تولید کاتد، مفتول و آلیاژ) سرمایهگذاری میکنند.
۵. ممنوعیت قطعی خامفروشی: وضع عوارض سنگین بر خروج هرگونه سنگ خام؛ خروج هر کیلوگرم ماده خام در زمان جنگ، پشتپا زدن به منافع ملی است.
۶. ذخیرهسازی استراتژیک: ایجاد «ذخایر ملی» برای فلزات حیاتی جهت تضمین امنیت صنایع در زمان بحران.
فرجامسخن: بازگشت به ریشهها؛ چشماندازِ نوزاییِ صنعتی
نوروز ۱۴۰۵، فراتر از یک تغییر فصل، برای ما اهالیِ «تولید و صنعت»، سرآغازِ یک «بازنگری راهبردی» در مدیریتِ ثروتهای زیرزمینی ایران است. اگرچه سال پیشرو با چالشهای پیچیدهی بینالمللی و تلاطمهای اقتصادی آغاز گشته، اما این دوران برای بخش معدن، نه یک بنبست، که فرصتی تکرارناپذیر برای تحققِ «استقلالِ صنعتی» و عبور از وابستگیهای سنتی است.
امروز، هر واحدِ فرآوری و هر پروژهی استخراجی، قطعهای از پازلِ بزرگِ «تابآوری ملی» است. ما در پیشگاهِ فعالانِ اقتصادی و تلاشگرانِ این عرصه، متعهد شدهایم که از دلِ این بحرانها، ساختاری نوین از «اقتصادِ زمینمحور» بنا کنیم؛ ساختاری که در آن، ماده معدنی نه به عنوان یک کالای خام، بلکه به عنوان «سرمایهی راهبردی و ابزار قدرت اقتصادی» نگریسته شود.
مطالبهی شفافِ بخش خصوصی در این مسیر، اصلاحِ بیدرنگِ رویههای بروکراتیک و جایگزینیِ نگاهِ کوتاهمدتِ درآمدی با نگاهِ بلندمدتِ توسعهای است. ما با تکیه بر تخصص، نوسازی تکنولوژیک و هوشمندسازیِ فرآیندها، به جهانیان ثابت خواهیم کرد که عیارِ تخصص و ارادهی فرزندانِ ایران در حوزهی صنعت، از غنیترین معادنمان افزونتر است.
فردا متعلق به اقتصادی است که ریشه در خاک و تکیه بر زنجیرهی ارزش داشته باشد. با ایستادگی در سنگرِ تولید و بهرهگیری از فرصتهای دیپلماسیِ صنعتی، فردایی را خواهیم ساخت که در آن، ایران نه یک صادرکننده مواد اولیه، بلکه «قطبِ هوشمند و بلامنازعِ معدنی در منطقه» باشد.
به امید ایرانی مقتدر، توسعهیافته و خودکفا
محمدرضا بهرامن
رئیس خانه معدن ایران - فروردین ۱۴۰۵