اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران و زیرساختارهای آن در سال 1404 در راستای ایفای مأموریتهای خود به عنوان صدای رسای بخش خصوصی رویکردی مبتنی بر عملگرایی و نوآوری را پیش روی خود قرار داد تا بر اساس آن نقش خود در نظام حکمرانی کشور را به مثابه نهاد حل مسئله ایفا کند.
هر چند اتاق ایران، اتاقهای استانی، اتاقهای مشترک، تشکلهای اقتصادی و کمیسیونهای تخصصی اتاق ایران در روزهای پایانی سال به منظور حفظ پایداری جریان، تجارت، تولید و اشتغال، همسو با سیاستهای کلان کشور، اولویتهای شرایط اضطرار را پیگیری کردند، در طول سال 1404 موارد ریشهای برای تسهیل تولید، تجارت و محیط کسبوکار را در دستورکار قرار دادند.
از اینرو در پرونده «اتاق ایران؛ نهاد حل مسئله» به تشریح و تبیین فعالیتهای اتاق ایران و زیرساختارهای آن در راستای حل مسئله در سال 1404 میپردازیم.
یادداشتی که اکنون پیشرو داریم مربوط به اتحادیه نانهای صنعتی است که توسط محسن لزومیان رئیس این اتحادیه تهیه شده است.
سال ۱۴۰۴ برای صنعت نان صنعتی ایران یک مقطع زمانی نبود بلکه مرحله ای از گذار ساختاری در یکی از حساس ترین بخش های زنجیره امنیت غذایی کشور محسوب می شد. بخشی که مستقیم با معیشت مردم، ثبات اجتماعی، سلامت عمومی و پایداری اقتصادی در ارتباط است.
در این سال فشار همزمان تورم ساختاری ناترازی انرژی اختلال در زنجیره تامین مواد اولیه سیاستگذاریهای ناپایدار و مداخلات غیرکارشناسی موجب شد که صنعت نان از یک حوزه تولیدی به یک مسئله ملی تبدیل شود. در چنین فضایی اتحادیه نان های صنعتی کشور نقش خود را از یک نهاد صنفی صرف به یک بازیگر نهادی در عرصه تنظیم گری، سیاست گذاری و بازتعریف منطق حکمرانی این صنعت ارتقا داد، رویکردی که مبتنی بر حل ریشه ای مسائل ساختاری به جای مدیریت مقطعی بحران ها شکل گرفت.
نخستین چالش بنیادینی که به صورت فراگیر در سطح ملی و به شکل مستقیم در حوزه تخصصی صنعت نان پیگیری شد، مسئله نظام قیمت گذاری دستوری و یارانه پنهان در زنجیره گندم آرد و نان بود. ساختاری که سال هاست باعث تحریف بازار، کاهش انگیزه سرمایه گذاری، فرسایش کیفیت تولید و ایجاد شبکه های رانتی در توزیع منابع شده است.
این نظام معیوب نه تنها تولیدکننده را از سود واقعی محروم کرده بلکه مصرف کننده را نیز از دسترسی پایدار به محصول با کیفیت و ایمن محروم ساخته است. نتیجه این وضعیت کاهش بهره وری، افزایش ضایعات، افت کیفیت نان، تضعیف امنیت غذایی و تشدید فشار بر بودجه عمومی کشور بوده است.
پیگیری این مسئله از سوی اتحادیه با محوریت تغییر رویکرد سیاست گذاری از کنترل قیمت به تنظیم هوشمند بازار صورت گرفت. ورود به این موضوع از مسیر گفتوگوی نهادی با دستگاه های اجرایی، مکاتبات رسمی با وزارتخانه های مرتبط سازمان برنامه و بودجه، نهادهای نظارتی و برگزاری جلسات کارشناسی با ذی نفعان زنجیره تامین انجام شد.
محور این اقدامات ارائه مدل های جایگزین مبتنی بر یارانه هدفمند حمایت از مصرف کننده نهایی و آزادسازی تدریجی قیمت تولید همراه با سازوکارهای نظارتی بود. خروجی این مسیر شکل گیری ادبیات مشترک در سطح سیاست گذاری نسبت به ناکارآمدی نظام فعلی و ورود موضوع اصلاح ساختار یارانه نان به دستور کار رسمی نهادهای تصمیم گیر بود .
مسیری که در صورت تکمیل می تواند منجر به شفافیت اقتصادی، کاهش فساد، افزایش سرمایه گذاری، ارتقای کیفیت تولید و پایداری امنیت غذایی کشور شود و برای فعالان اقتصادی بخش خصوصی نیز محیطی قابل پیش بینی، امیدآفرین و مبتنی بر منطق اقتصادی ایجاد کند.
تلاش برای ورود صنعت نان به نقشه ملی بهره وری انرژی
دومین چالش راهبردی مسئله ناترازی انرژی و وابستگی ساختاری صنعت نان صنعتی به حامل های انرژی ناپایدار بود. قطعی های برق گاز و محدودیت های سوختی به یکی از عوامل اصلی اختلال در تولید افزایش هزینه تمام شده، کاهش ظرفیت بهره برداری و بی ثباتی زنجیره عرضه تبدیل شده است. این وضعیت علاوه بر خسارت اقتصادی مستقیم موجب بی اعتمادی سرمایه گذاران به آینده صنعت و افزایش ریسک فعالیت تولیدی شده است.
اتحادیه در این حوزه با رویکرد توسعه زیرساخت پایدار به جای مدیریت بحران مقطعی وارد عمل شد. تمرکز بر تدوین طرح های تامین انرژی پایدار، مذاکره با وزارت نیرو، وزارت نفت، شرکت های توزیع انرژی و ارائه مدل های مشارکتی بخش خصوصی برای ایجاد نیروگاه های مقیاس کوچک صنعتی، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و توسعه زیرساخت های بهره وری انرژی از جمله اقدامات انجام شده بود.
جلسات تخصصی با ذی نفعان صنعتی تدوین پیشنهادهای اجرایی و ارائه طرح های توجیهی اقتصادی بخشی از مستندات این مسیر است. خروجی این اقدامات ورود صنعت نان صنعتی به نقشه ملی بهره وری انرژی و ایجاد بستر برای مشارکت بخش خصوصی در تامین پایدار انرژی است که در صورت تحقق موجب کاهش ریسک تولید افزایش ثبات عرضه کاهش هزینه های ساختاری و تقویت پایداری اجتماعی از مسیر تامین پایدار نان به عنوان کالای استراتژیک خواهد شد.
تعریف مدلهای تامین مالی هدفمند برای واحدهای صنعتی نان
سومین مسئله محوری، بحران سرمایه گذاری و فرسایش زیرساخت تولید در صنعت نان صنعتی است که ناشی از ترکیب سیاست گذاری ناپایدار، محدودیت های تامین مالی، عدم دسترسی به منابع بانکی، فرسودگی ماشین آلات و نبود مشوق های توسعه ای است. این وضعیت موجب شده بخش قابل توجهی از واحدهای تولیدی در وضعیت بقا به جای توسعه قرار گیرند و ظرفیت نوآوری در صنعت به شدت محدود شود.
اتحادیه در این حوزه با تمرکز بر بازسازی اعتماد سرمایه گذاری و ایجاد پیوند میان صنعت و نظام تامین مالی وارد عمل شد. پیگیری ایجاد خطوط اعتباری تخصصی برای صنایع غذایی، مکاتبه با شبکه بانکی، پیشنهاد مدل های تامین مالی زنجیره ای، مذاکره با صندوق های توسعه ای و طرح موضوع در سطوح ملی بخشی از اقدامات انجام شده است.
رویکرد محوری در این مسیر تبدیل صنعت نان صنعتی از یک بخش پرریسک به یک حوزه دارای توجیه اقتصادی پایدار برای سرمایه گذاران بوده است. خروجی این مسیر شکل گیری بسترهای اولیه برای تامین مالی هدفمند و ورود تدریجی صنعت به مدل های نوین سرمایه گذاری است که در صورت تکمیل می تواند منجر به نوسازی خطوط تولید، افزایش بهره وری، رشد اشتغال پایدار و تقویت اقتصاد ملی شود.
پیادهسازی الگوی جدیدی از مدیریت هوشمند زنجیره غذایی
در حوزه نوآوری، سال ۱۴۰۴ نقطه آغاز یک تحول دیجیتال ساختاری در مدیریت زنجیره نان صنعتی بود. ایده محوری طراحی و پیاده سازی سامانه یکپارچه داده محور برای مدیریت تولید، توزیع کیفیت و مصرف نان صنعتی شکل گرفت؛ سامانه ای که مبتنی بر داده واقعی، امکان رصد زنجیره تامین، تحلیل مصرف، مدیریت بهره وری و سیاست گذاری مبتنی بر شواهد را فراهم می کند. این ایده با هدف کاهش اتلاف منابع، افزایش شفافیت، بهبود کیفیت محصول و ارتقای کارایی اقتصادی طراحی شده و فازهای اولیه آن در سطح مطالعاتی، طراحی مدل مفهومی و مذاکره با نهادهای مرتبط آغاز شده است.
این پروژه اکنون در مرحله تدوین ساختار اجرایی و ایجاد زیرساخت های فنی قرار دارد و به عنوان یکی از پروژه های تحول آفرین در حکمرانی صنعت نان صنعتی مطرح است. در صورت تکمیل این سامانه، الگوی جدیدی از مدیریت هوشمند زنجیره غذایی در کشور شکل میگیرد.
صنعت نان باید به صنعتی دانشبنیان و رقابتپذیر تبدیل شود
در افق فکری سال ۱۴۰۵ اولویت های راهبردی بر سه محور اصلی استوار است؛ نخست، اصلاح حکمرانی اقتصادی صنعت نان از طریق بازتعریف نقش دولت از مداخله گر به تنظیم گر. دوم، توسعه زیرساخت های پایدار انرژی و تولید به عنوان پایه امنیت غذایی. سوم، نهادینه سازی نوآوری و داده محوری در مدیریت صنعت نان صنعتی.
در این افق اتحادیه به دنبال تبدیل صنعت نان صنعتی به یک صنعت دانش بنیان پایدار رقابت پذیر و مبتنی بر منطق اقتصادی است. صنعتی که نه تنها نیاز داخلی را با کیفیت و پایداری تامین کند بلکه ظرفیت حضور در بازارهای منطقه ای را نیز داشته باشد.
مجموع اقدامات انجام شده نشان می دهد که رویکرد و اتحادیه نان های صنعتی کشور مبتنی بر مدیریت سطحی بحران ها نبوده بلکه معطوف به اصلاح ریشه های ساختاری مشکلات شکل گرفته است، مسیری که اگرچه پرهزینه و زمان بر است؛ اما تنها مسیر پایدار برای نجات صنعت نان از چرخه بحران های تکرارشونده محسوب می شود.
حل این چالش ها نه تنها موجب بهبود محیط کسب و کار فعالان اقتصادی بخش خصوصی می شود بلکه به صورت مستقیم بر معیشت مردم کیفیت زندگی پایداری اجتماعی و ثبات اقتصادی کشور اثرگذار خواهد بود. نانی که با کیفیت پایدار، قیمت منصفانه، تولید اقتصادی سالم و زیرساخت پایدار تامین شود نه فقط یک کالا بلکه یک رکن ثبات اجتماعی است و این نگاه راهبردی محور اصلی کنشگری اتحادیه در سال ۱۴۰۴ و مسیر پیش رو در سال ۱۴۰۵ است.