بر پایه آخرین آمار حسابهای منطقهای مرکز آمار ایران در سال 1400، استان قزوین در بازه زمانی 1390-1400 با میانگین سهم حدود 1.26 درصدی از تولید ناخالص داخلی کشور، از نظر اندازه اقتصاد در رتبه هجدهم استانهای کشور قرار گرفته است. این استان همچنین از نظر درآمد سرانه، جایگاه سیزدهم را به خود اختصاص داده است. بررسی ساختار اقتصادی استان قزوین در سال 1398 نشان میدهد که بخش «سایر صنایع» با 20.44 درصد بیشترین سهم در تولید ناخالص داخلی استان را به خود اختصاص داده است. بهطور کلی چهار بخش اقتصادی شامل «سایر صنایع»، «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنیها»، «کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری» و «املاک و مستغلات»، در مجموع حدود 55 درصد تولید ناخالص داخلی استان قزوین را شامل میشوند و از این رو، نقش حیاتی در اقتصاد و اشتغال این استان ایفا میکنند.
استان قزوین با دارا بودن حدود یک درصد از مساحت کل کشـور، بیست و ششمین استان پهناور کشور محسوب میشود. وجود ظرفیتهای گسترده در حوزههای صنعتی، تجاری و کشاورزی و همچنین هممرز بودن با استانهای شمالی و استان تهران، موقعیت جغرافیایی ممتازی را برای این استان به ارمغان آورده است. توسعه، احیا و به فعلیت رساندن ظرفیتهای بالقوه و بالفعل استان قزوین، علاوه بر ایجاد تقاضای فرامنطقهای برای کالاها و خدمات این استان، موقعیت آن را بهعنوان یک قطب تأمینکننده تخصصی در زنجیره ارزش کشور تثبیت کرده و ظرفیتهای بازاری جدیدی برای محصولات تولیدی استان قزوین در سایر مناطق کشور میگشاید. این امر از یک سو با افزایش تولید و صادرات به سایر استانها، به رشد اقتصادی استان و کشور کمک میکند و از سوی دیگر، از طریق ایجاد درآمد و اشتغال پایدار، بهعنوان موتور محرکهای برای پیشرفت سریع و متوازن عمل خواهد کرد. بنابراین، در راستای دستیابی به رشد و توسعه پایدار، لازم است با برنامهریزی دقیق، بخشهای اقتصادی که نقش موثری در تسریع توسعه استان دارند، شناسایی شوند و سرمایهگذاری در بخشهایی متمرکز شود که بیشترین تأثیر را بر رشد اقتصادی کشور و استان داشته باشند. افزون بر این، این بخشها میتوانند از طریق اثرات سرریزی و بازخوردی ناشی از افزایش تولید خود، به رشد اقتصادی در سایر مناطق نیز کمک کنند. در این زمینه، جدول داده- ستانده دومنطقهای ابزاری مناسب برای شناسایی بخشهای پیشرو و تحلیل اثرات سرریزی و بازخوردی است. بر این اساس، در مطالعه حاضر از جدول داده- ستانده دومنطقهای برآورد شده استان قزوین و سایر اقتصاد ملی استفاده شده است. یافتههای این گزارش نشان میدهد که:
- با استفاده از روش سنجش پیوندهای پسین و پیشین، بخشهای «سایر فعالیتهای کشاورزی»، «تولید فلزات پایه» و «اطلاعات و ارتباطات و فعالیتهای مالی و بیمه» بهعنوان بخشهای کلیدی استان قزوین شناسایی شدهاند. این به آن معناست که این بخشها در شبکه تولید استان، هم به عنوان تقاضاکننده قوی و هم به عنوان عرضهکننده مهم کالاهای واسطه عمل میکنند که نقش محوری و فعال آنها در اقتصاد استان قزوین را نشان میدهد.
- بررسی با اهمیتترین بخشهای اقتصادی استان قزوین با استفاده از روش حذف فرضی دیازنباخر، نشان میدهد که به ترتیب حذف کامل (حذف همزمان عرضه و تقاضا) بخشهای «سایر صنایع»، بخش «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنیها» و بخش «تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی» بیشترین درصد کاهش در ستانده کل اقتصاد را به همراه دارد. در واقع، حذف هر یک از این بخشها، بیشترین تأثیر منفی را بر کل اقتصاد خواهد داشت و نقش محوری آنها را در شبکه تولید استان قزوین تأیید میکند.
- نتایج بررسی اثرات سرریزی و بازخوردی ارزشافزوده -که ویژه الگوی دومنطقهای است- نشان میدهد که بخشهای «تولید کک، فرآوردههای حاصل از پالایش نفت»، «ساختمان» و «عمدهفروشی، خردهفروشی و تعمیر کالاها» استان قزوین، دارای بیشترین ارزش آثار سرریزی ارزشافزوده به سایر اقتصاد ملی هستند. این بدان معناست که تقاضای این بخشها در استان، موجب ایجاد ارزشافزوده بیشتری در سایر اقتصاد ملی نسبت به سایر بخشها میشود. با تفسیر مشابه، نتایج برآورد اثرات سرریزی سایر اقتصاد ملی به استان قزوین نیز نشان میدهد که بیشترین آثار سرریز ارزشافزوده از سایر اقتصاد ملی به این استان به بخشهای «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنیها»، «سایر صنایع» و «تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی» تعلق دارد.
- بررسی اثرات بازخوردی استان قزوین نشان میدهد که بخشهای «سایر صنایع»، «حمل و نقل و انبارداری و پست» و «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنیها» دارای بیشترین ارزش آثار بازخوردی هستند.
- جهت ارائه توصیههای سیاستی برای سیاستگذاران سه دیدگاه مختلف وجود دارد:
الف) توجه به بخشها و ظرفیتها و منابع دستنخورده مناطق: بخشهای «سایر فعالیتهای کشاورزی»، «تولید فلزات پایه» و «اطلاعات و ارتباطات و فعالیتهای مالی و بیمه» که بهعنوان بخشهای کلیدی معرفی شدهاند و ارتباط آن با آثار سرریز و بازخورد مناطق، بیانگر آن است که این منابع و پتانسیلهای بالقوه میتواند بهعنوان اولویتهای سرمایهگذاری در مناطق مورد توجه قرار گیرد، تا با تمرکز بر توسعه آنها، علاوه بر ایجاد فرصتهای اشتغال برای ساکنان استان، زنجیره تولید در پس و پیش این بخشهای کلیدی را نیز توسعه دهد و منجر به ایجاد ارزشافزوده بیشتر در سایر اقتصاد ملی نیز خواهد شد. در واقع، تمرکز و سرمایهگذاری بر روی بخشهای «تولید فلزات پایه»، «سایر فعالیتهای کشاورزی» و «اطلاعات و ارتباطات و فعالیتهای مالی و بیمه»)، که با درجات مختلف در زمره ظرفیتهای مغفول قرار میگیرند، میتوانند زمینهساز رشد همهجانبه و پویایی اقتصادی در استان قزوین شوند.
ب) توسعه مناطق کوچکتر مقدمهای برای توسعه مناطق بزرگتر: اگر هدف اصلی، توسعه مناطق کوچکتر و کاهش نابرابریهای منطقهای باشد، لازم است اثرات سریزی معیار هدایت منابع در جهت تحقق سیاستهای تعادل فضایی کشور قرار گیرد. بر این اساس ملاک، بخشهایی هستند که آثار سرریزی بالاتری از استان قزوین به سایر اقتصاد ملی دارند. در این صورت باید بخشهای «تولید کک، فرآوردههای حاصل از پالایش نفت»، «ساختمان» و «عمدهفروشی، خردهفروشی و تعمیر کالاها»، بیشتر مورد توجه قرار گیرند.
ج) توسعه مناطق بزرگتر زمینهساز توسعه مناطق کوچکتر: دسته دیگری از نظریهها، کل پهنه جغرافیایی را بهعنوان یک واحد سرزمین در نظر میگیرد و بر نقش تجمعهای مکانی بزرگ مقیاس در تحرک و توسعه سطح ملی تاکید دارد. بنابراین، در این دسته از سیاستهای توسعه منطقهای، تاکید بر رشد بخشهایی از اقتصاد است که بیشترین آثار سرریزی از سایر اقتصاد ملی به استان قزوین دارند یعنی بخشهای «تولید محصولات غذایی و انواع آشامیدنیها»، «سایر صنایع» و «تولید مواد شیمیایی و فرآوردههای شیمیایی» در استان قزوین.
متن کامل گزارش قزوین استان اقتصادی ساختار تحلیل را اینجا بخوانید.