رئیس اتاق یاسوج درباره تضعیف سرمایه در گردش بنگاهها و چالش تأمین نقدینگی که درپی تغییر سیاستهای ارزی، قابل پیشبینی بود، گفت: زمانی که بنگاهها برای تأمین نقدینگی دچار چالش شوند، روند تولید و سرمایهگذاری مختل میشود. این شرایط با توجه به تک نرخی شدن ارز، رخ داد و امروز ضرورت دارد حمایتهای دولتی به صورت دقیق و شفاف از بخش خصوصی واقعی انجام شود.
عبدالله قبادی رئیس اتاق یاسوج در گفتوگو با اتاق ایران آنلاین تصریح کرد: در ماههای اخیر شاهد تعطیلی تدریجی یا کوچک شدن بسیاری از بنگاههای اقتصادی هستیم. آنچه امروز در بدنه واقعی اقتصاد کشور در حال وقوع است یک فرسایش آرام اما مستمر است، فرسایشی که از بیرون شاید به صورت تعطیلی واحدها دیده شود؛ اما در درون خود فرآیندی تدریجی از تضعیف سرمایه در گردش، کاهش قدرت خرید مواد اولیه، کاهش توان پرداخت دستمزد و از دست رفتن قدرت مانور بنگاههاست.
عضو هیات نمایندگان اتاق ایران تصریح کرد: بخش خصوصی امروز با پدیدهای مواجه است که میتوان آن را انسداد مالی تدریجی نامگذاری کرد. بنگاه هنوز فعال است؛ اما توان اقتصادی ندارد. سرمایه در گردش که باید موتور حرکت تولید باشد به تدریج تحلیل رفته و جای آن را بدهی تعهدات معوق و فشار نقدینگی گرفته است، این وضعیت حاصل ترکیب تورم مزمن، بیثباتی سیاستی، نوسانات ارزی و محدودیت دسترسی به منابع بانکی و در نتیجه افزایش هزینههای تولید است.
قبادی با بیان این مطلب که در بودجه 1405، نرخ ارز از ۷۵ هزار تومان به ۱۲۳ هزار تومان رسیده است به تشریح اثرات قابل پیشبینی این تحول بر بنگاههای اقتصادی پرداخت و افزود: افزایش نرخ ارز به این شکل یک شوک مستقیم به نیاز نقدینگی واحدهای اقتصادی وارد میکند. وقتی نرخ ارز بالا میرود فقط قیمت مواد اولیه وارداتی افزایش پیدا نمیکند، بلکه کل زنجیره تأمین متورم میشود. از حملونقل گرفته تا انرژی، خدمات فنی، ماشینآلات، قطعات یدکی، بیمه و حتی هزینههای اداری، همه تحت تأثیر قرار میگیرند و در چنین شرایطی بنگاهی که پیش از این با سرمایه در گردش مشخصی فعالیت میکرد حالا با یک شکاف نقدینگی بزرگ مواجه میشود.
او ادامه داد: به بیان دیگر همان تولید قبلی نیاز به چند برابر نقدینگی دارد، اما دسترسی به منابع مالی تغییری نکرده یا حتی سختتر شده است. نتیجه طبیعی این وضعیت یا کاهش تولید است یا کوچکسازی فعالیت یا خروج تدریجی از بازار. این همان فرآیندی است که امروز در بسیاری از صنایع کشور مشاهده میکنیم.
قبادی در پاسخ به این پرسش اساسی که چرا نظام تأمین مالی کشور نتوانسته همزمان با افزایش هزینهها سرمایه در گردش بنگاهها را تقویت کند؟ گفت: نظام تأمین مالی تعریف شده در اقتصاد ایران، ساختار تولیدمحور ندارد، بلکه وثیقهمحور و ریسکگریز است. بانکها بیشتر به دنبال تضمین هستند تا توسعه تولید، نرخ سود بالا، فرآیندهای پیچیده، نبود ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای و فقدان نظام اعتبارسنجی تولیدمحور موجب شده واحدهای اقتصادی واقعی از منابع بانکی حذف شوند. از طرف دیگر دولت نیز سیاست حمایتی هدفمند برای سرمایه در گردش ندارد و از طرفی حمایتها بیشتر مقطعی، غیرهدفمند و غیرپایدار هستند و به جای اینکه به جریان تولید کمک کند به تزریقهای کوتاهمدت و غیرموثر محدود شده است.
رئیس اتاق یاسوج حمایت واقعی از بنگاههای تولید و خدماتی را اصلاح ساختار دانست و ادامه داد: ساختارها باید اصلاح شود نه اینکه تزریق پول بدون منطق اقتصادی اتفاق افتد. در واقع دولت باید چند مسیر را به صورت همزمان دنبال کند، نخست ایجاد خطوط اعتباری تخصصی برای سرمایه در گردش صنایع با نرخ ترجیحی و دسترسی ساده. دوم، طراحی نظام تأمین مالی زنجیرهای که کل زنجیره تولید تا مصرف را پوشش دهد. سوم، بازتعریف نقش بانکها از بنگاهداری به پشتیبانی تولید. چهارم، ایجاد صندوقهای ضمانت واقعی برای کاهش ریسک تسهیلات تولیدی. پنجم، ثبات سیاستی و ارزی. زیرا هیچ سرمایهگذاری در فضای بیثبات تصمیم بلندمدت نمیگیرد. اگر این بستهها به صورت منسجم اجرا نشود هر نوع حمایت مقطعی فقط زمان تعطیلی بنگاهها را به تعویق میاندازد نه اینکه مانع آن شود.
این فعال اقتصادی نقش مطالبهگری بخش خصوصی را ناکافی خواند و یادآور شد: علاوه بر مطالبهگری باید روی تولید متمرکز شویم. اتاقها باید به مراکز سیاستسازی اقتصادی تبدیل شوند، یعنی هم مسائل را دقیق صورتبندی کنند و هم مدلهای اجرایی ارائه دهند.
او تأکید کرد: در اتاق یاسوج تلاش کردهایم صدای بنگاههای کوچک و متوسط را به سطوح تصمیمگیری منتقل کنیم، زیرا بیشترین آسیبپذیری مربوط به همین واحدهاست. آینده اقتصاد ایران نه در بنگاههای بزرگ شبهدولتی بلکه در بنگاههای خصوصی کوچک و متوسط رقم میخورد. اگر این لایه از اقتصاد فروبپاشد بازسازی آن بسیار پرهزینه و زمانبر خواهد بود.
قبادی با بیان این مطلب که اقتصاد ایران امروز با بحران تعطیلی بنگاهها مواجه نیست بلکه با بحران نفس کشیدن بنگاهها مواجه است، افزود: اگر سرمایه در گردش به اقتصاد بازنگردد این نفس به تدریج قطع خواهد شد و آنچه باقی میماند پوستهای از تولید بدون جان است.