دولت جدید باید درمان ابرچالشها را شروع کند. اینها باید در خط فکری دولت سیزدهم وجود داشته باشد چرا که ایران در پایان یک دهه دیگر صادرکننده نفت نخواهد بود.
دولت سیزدهم میداند که علت اصلی افت تولید و افزایش تورم، تحریم و محدود شدن ارتباطات بینالمللی است. بنابراین احیای روابط بینالمللی اهمیت بسزایی دارد.
نهاد متولی با نگاه تخصصی مزایا و معایب یک تصمیم اقتصادی را استخراج کند، به طور قطع بهتر میتوان به یک نتیجه درست دست یافت.
باید در حوزه انرژی افرادی را سرکار آورد که از روابط بینالملل شناخت کافی دارند. همچنین باید سرمایهگذاران را به سرمایهگذاری در ایران و تبدیل کشور به هاب انرژی منطقه تشویق کرد.
همیشه بهدنبال مدلولهایی در اقتصاد میرویم ،در حالی که تا زمانی که تحریم است و نرخ ارز بهبود پیدا نکند شرایط به همین گونه است.
وضعیت کشور ما در موضوعات بحرانی تنها زمانی به سمت بهبود خواهد رفت که تمام عناصر سهم خود در حل مشکلات برعهده بگیرند و برای اجرای وظایف خود به علم و عمل تکیه کنند.
بهدلیل عدم امنیت، سرمایهگذاران به سرمایهگذاری در کارهای غیرمولد روی آوردهاند. برای همین تولیدیها گرفتارند و از آن حمایت نمیشود.
در برنامهریزیها سیاست براقتصاد غالب بوده است. بررسی تجارب سایر کشورها نشان میدهد که نمونههای بسیاری از این نوع تفکر دردنیا وجود داشته ولی کسانی که تغییر مسیر دادند، برندهاند.
در اقتصاد نباید براساس سیاست طرح و پروژهای را شروع کنیم. وجود طرحهای متعدد نیمه تمام گویای آن است که بعضاً دولتها بر اساس نگاه سیاسی فعالیت کردند.
بحران خاموشی دلایل متعددی دارد: رشد غیرقابل انتظار مصرف، راهاندازی زودهنگام چاههای کشاورزی، فعالیت غیرمجاز استخراجکنندگان رمزارزها و کاهش سرمایهگذاری در زمینه تولید برق.